یکشنبه هفتم تیر 1388
آغاز پايان اصلاحطلبي در ايران
اصلاحطلبانی که همیشه آرای خاموش را برگ برنده خود می دانستند اینبار با حضور 85 درصدی یعنی حضور اکثریت آرای خاموش تنها 35 درصد از کل آرا به آنها اختصاص داده شده است. آنها که فکر می کردند اینبار با تجمیع آرای خاموش و آرای طرفدارن خود پیروز مطلق انتخابات خواهند بود، به ناگاه جمعه شب با آماری مواجه شدند که آنها را بی نهایت متعجب کرد. این نوشتار در مورد صحت یا رد نتایج منتشره و بحثهای پس از انتخابات نیست. هدف، تحلیل وضعیت موجود جریان اصلاح طلبی در ایران است.
اصلاحطلبان بعد از انتخابات مانند مشت زنی در درون رینگ بوکس شده اند که مشتی محکم خورده باشد، گیج شده و بی اختیار به هر طرف مشت می زند ، آنها با وضعیتی روبرو بودند که اصلاً انتظار آن را نداشتند. درست یا غلط، آقای میرحسین موسوی مصاحبه میکند و خود را پیروز این رقابت مینامد. عدهای از اصلاح طلبان دستگیر شدهاند، فضای کشور کمی امنیتی شده است. نیروی انتظامی مانور اقتدار گذاشته و ... اصلاح طلبان کاملاً گیج شده اند. چه باید کرد؟ در شرایط موجود، فشار از پایین و امتیازگیری از بالا شاید بهترین راه فرار باشد، حداقل فضا را به نفع اصلاح طلبان تلطیف می کند. برخی از طرفداران هم آمده اند همکاری می کنند.
موج اعتراضات خیابانی آغاز میشود. سوال اینجاست برنده این رقابت جدید کیست؟ آیا اصلاح طلبان با این رویه میتوانند پیروز شوند یا خیر؟
ابتدا فرض میکنیم اصلاح طلبان و معترضان به حرکت خود ادامه میدهند، البته کمی محال است. به دلیل نبود ایدئولوژی منسجم و سازماندهی، مردم خسته میشوند، اقتصاد خوابیده است، درآمد کم شده. ادامه این وضعیت به نفع هیچکس نیست، چرخ زندگی باید بچرخد. کمکم طرفداران از دور اصلاح طلبان پراکنده میشوند. با این حال به فرض خود در مورد حمایت کامل طرفداران مردمی از اصلاح طلبان تا انتها ادامه میدهیم.
"شورای نگهبان باید انتخابات را منحل کند". بعید به نظر میرسد. شورای نگهبان فرصت برای اصلاح نتایج داده است اما انحلال انتخابات ممکن نیست، شاید کمی از آرای آقای احمدینژاد کم شود و چند صندوق باطل شود و آرای آقای میرحسین موسوی افزایش یابد اما ابطال انتخابات ممکن نیست، شورای نگهبان تاکید کرده است. مقام معظم رهبری هم بر این موضوع باور و تاکید دارند. پس در نهایت دستاورد همه پافشارها کمی افزایش آرا است، اعتراضات مردمی به هر نحو که باشد آرام میشود، تنها تعداد نفرات دستگیر شده، مجروح و مضروب بیشتر میشود.
این دستگیریها و سایر اتفاقات موجب رد صلاحیت آنها در انتخاباتهای پیش رو هم خواهد شد. انگار اصلاح طلبان دارند از جیب میخورند، همه اعتباراتشان خرج خواهد شد. اعتراضها آرام میشود اما تنها آنچه در ذهن طرفدارانشان باقی خواهد ماند یک نکته است، انتخابات در ایران اعتبار ندارد.
"شرکت نخواهیم کرد"، "انتخابات تحریم است." در دورههای بعدی انتخاباتها اصلاح طلبان با رد صلاحیتهای فراوان و همچنین عدم استقبال طرفداران روبهرو خواهند بود. اگر بتوانند کاندیدایی داشته باشند، طرفداران آنها رای نخواهند داد. پس باید پیروز انتخاباتهای آتی را نیز اصولگرایان دانست و رقابتهای بعدی درون جناحی خواهد بود.
این دوران حساسترین دوران برای اصلاح طلبان است و اعتراض آنان به شورای نگهبان بعید به نظر میرسد نتیجه مطلوبی برایشان داشته باشد.
اصلاحطلبی ایرانی سردرگم است. اصلاحطلبان در انتخاباتهای بعد با رد صلاحیت گسترده نیروهای خود روبهرو خواهند بود و طرفداران آنها در انتخاباتها شرکت نخواهد کرد. شاید این پایان اصلاح طلبی و آغاز دگراندیشی باشد.
سه شنبه دوم تیر 1388
آيتالله جوادي آملي :شفافتر از اين نميشود مگر علم غيب داريد كه ميگوييد تقلب شده
متن سخنان مهمآيتالله جوادي آملي در ادامه ميآيد:
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسمالله الرحمن الرحيم
بنده هم متقابلاً مقدم شما خواهران گرامي و برادران ارجمند را گرامي ميدارم و گزارش جامعي كه ارائه فرموديد در اطلاعرساني سهم بسزايي داشت. اميدواريم خداي سبحان، دلهاي همه ما را هم به معرفت صاحب و عمل صالح هدايت كند. من چند نكتهاي را در اين محفل به عرضتان برسانم، تا در حدودي روشن بشود كه وظيفه ما چيست.
اختلاف، سه قسم است. يك اختلاف قبل از علم است كه نظريهپردازها، انظار علمي و آراي علمي خودشان را طرح ميكنند تا آن كه حق است روشن بشود. اين اختلاف محمود و ممدوحي است. مثل اختلاف دو كفه ترازو در برابر شاهين، براي حفظ عدالت. اگر در يك كفهاي وزن بگذارند، در كفه ديگر موزون بگذارند، يعني يك طرف سنگ بگذارند، يك طرف نان،اينها هماهنگ نباشند، هميشه اين دو كفه با هم اختلاف دارند و اين اختلاف مقدسي هم هست.
براي اينكه اگر وزن سنگينتر باشد، ميگويد من به همراه تو نميآيم و اگر موزون سنگينتر باشد، به وزن ميگويد من همراه تو نميآيم. اگر هماهنگ بوديم، همسان و همتا بوديم، بالا ميرويم با هم، پائين ميآييم با هم. اين اختلاف دو كفه ترازو يك اختلاف مقدسي است براي برقراري عدل. مثل اختلاف يك نظريهپرداز با ناقد آن نظريه كه هر دو درصدد رسيدن به يك نظريه علمي هستند. اين قسم اول اختلاف.قسم دوم اختلاف در اثر اطلاعرسانيهاي ناصواب هست، يا برداشتهاي ناصواب هست، يا مقدمات و مؤخرات و نتايج ناصواب هست كه با گفتوگو و گفتمان و نزديك شدن و جلسه تشكيل دادن و تفاهم، كاملاً قابل حل است، اما قسم سوم، اختلاف به عنوان عذاب الهي است. آن ديگر با تفاهم حل نميشود.ذات اقدس اله، در سوره مباركه مائده، دو بار دو تا مطلب را بيان كرد و در سوره مباركه انعام، يك مطلب جامعي را. در سوره مباركه مائده، فرمود يهوديها در اثر بدرفتاري، من بينشان عذاب اختلاف را ايجاد كردم «و القينا بينهم العداوه و البغضاء الي يوم القيامه» اين يكي و مسيحيهايي كه طرفدار مسيحيت ناب عيسوي نبودند، من بين اينها عذاب اختلاف ايجاد كردم «فاغرينا بينهم العداوه و البغضاء الي يوم القيامه» درباره يك عده «اغرينا» است،درباره عده ديگر «القينا» است. هر دو در سوره مباركه مائده است.
فرمود اين ملتي كه حق را نپذيرفت، من اينها را به جان هم انداختم. در سوره مباركه انعام، بهعنوان يك اصل جامع بيان كرد كه اختصاص به يهودي و مسيحي و زرتشتي و اينها ندارند. فرمود «هوالقاهر فوق عباده» «هوالقادر علي ان يبعث عليكم عذاب من فوقكم او من تحت ارجلكم او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم فوق بعض» او قادر است در اثر بدرفتاري شما، عذابي از بالا بهعنوان صاعقه، از پائين بهعنوان زمينلرزه يا عذاب اختلاف بين شما القا كند كه به جان هم بيفتيد.«او يلبسكم شيعا و يذيق بعضكم بأس بعض» بنابراين ما سه تا اختلاف داريم، يك اختلاف محمود و ممدوح و مقدس كه اختلاف نظريهپردازها و ناقدان آن نظريه هستند. يك كسي كتابي نوشته يا كارگرداني كرده. يك عدهاي اين نظريه را ارائه كرده، يك عده نقد دارند. اين كار خوبي است تا روشن بشود.
يك سلسله اختلافات هم اختلافات سياسي، اجتماعي است كه با گله شروع ميشود، با قهر ختم ميشود، اين با تفاهم و گفتوگو كاملاً حل است. يك سلسله اختلافها هم در اثر بدرفتاري و عذاب الهي است. آن اختلافهاي علمي را از مجراي علمي بايد حل كرد. آن اختلافهاي اجتماعي را از راه عاطفه بايد حل كرد. اين اختلاف تقدير را با ناله و ضجه و اصلاح بين خود و خدا كه كجا ما بدراهه رفتيم،بيراهه رفتيم،راه كسي را بستيم،راه خودمان را نرفتيم، يا بيراهه رفتيم، يا راه كسي را بستيم، خودمان را اصلاح كنيم.
اين اصل اول كه سه مطلب را به همراه داشت. مطلب دوم، اصل دوم آن است كه اين فرمايشات شما كه مربوط به رنج ديدن دانشجويان در خوابگاه است، ما شنيديم و كاملاً منتقل كرديم، كاملاً منتقل كرديم و آنها هم متوجه شدند، ولي ما بايد بدانيم كه وقتي كسي حرفي دارد، بيگانه در كار او دخالت نكند، اين فقط در بهشت است. در بهشت آدم يكسان و خالص است.اما اينجا همانهايي كه بيگانه بودند، هيچ مسلماني، هيچ نه طرفدار اين آقا، نه طرفدار آن آقا، هرگز حاضر نيست كه خانه كسي را آسيب برساند، كسي را بسوزاند، مال كسي را بسوزاند، ماشين كسي را بسوزاند. اين حتماً بيگانه است. ما بخواهيم يك جايي داشته باشيم، حرفي داشته باشيم كه اينها نباشند، اين كار بسيار خوب است، ولي اينها خواه و ناخواه خودشان را در اين جمع داخل ميكنند.
يك وقت است كه انقلاب است، نظير رهبري امام، اينها را شستوشو ميكند. آن روزها ممكن بود چهار تا جوان حزباللهي سينما را آسيب برسانند، اما مال مردم را، ماشين مردم را هرگز سعي نميكردند كه...، سعي ميكردند كه هرگز آسيب نرسانند. آنكه «لا تبغ ولا تضر» بود به همه آسيب ميرساند، آن ديگر خط امام نبود، اما انقلاب امام همه را شستوشو كرد و مشخص شد كه آنها كي هستند، ملت كي هستند.خواه و ناخواه ما اين دشواري و مشكلي را در جامعه احساس ميكنيم، اين هم يك مطلب. نامهاي هم كه اين آقايان براي مسئول دستگاه قضايي نوشتند كه امروز من در بعضي از روزنامهها خواندم، آنها هم اقدام ميكنند. اين عزيزاني كه فعلاً در منزلهايشان نيستند، انشاءالله زودتر به منزلهايشان برگردند. براي اينكه اينها نامه نوشتند براي مسئول دستگاه قضايي، آنها هم انشاءالله اقدام ميكنند.
و همينطوري كه امروز باز من در بعضي از روزنامهها ديدم كه جناب آقاي موسوي و همراهانشان از اغتشاشگرها تبري كردند، اينهم كه شده. مقام معظم رهبري هم سه چهار تا كار كردند، با واسطه يا بيواسطه. آن ديداري كه با اعضاي محترم ستادهاي اين چهار نامزد داشتند، اين يك ديدار دوستانه و تفاهمي بود، مهربانانه بود. فرمايشات آن آقايان را گوش دادند، خودشان هم فرمايشات فرمودند، ولي اين ميتواند آن اختلاف دوم را حل كند.
اگر خدايي ناكرده ما گرفتار اختلاف سوم باشيم، اين با ديدار رهبري حل نميشود. اين فقط سجده ميخواهد و ناله ميخواهد و دستگاه خدا ميخواهد و توبه و انابه ميخواهد و اين بزرگوار كار خودش را كرده. يعني ايشان(رهبر معظم انقلاب)، كاملاً فرمايشات آن آقايان را شنيد، اعضاي ستاد محترم آقاي موسوي، آن آقايان بزرگواران ديگر، اين چهار نامزد محترم، فرمايشات آنها را شنيد، بعد سخنراني كردند. ديگر از اين دوستانهتر، مهربانهتر، چون شخص اول مملكت ميبينيد تمام فرمايشات آقايان را شنيد. اين ديگر برادري معنايش همين است ديگر. دستور اكيد هم به شوراي نگهبان داده كه شوراي نگهبان حرفهاي آنها را گوش بدهد، ولي يك پرانتزي ما اينجا بايد باز بكنيم و آن اين است كه نه ما علم غيب داريم، نه خيليها. با گلايه و شواهد، اگر خود شما هم به جاي شوراي نگهبان بوديد، چيكار ميكرديد؟ شما ميفرماييد كه مثلاً فلان آقايي در فلان صندوق اختلاف شده، بسيار خب شده، مدركي داريد؟ نه! آن كسي كه علم غيب دارد، اين را عزيزان من، خواهران من،مادران من، خوب گوش بدهيد.
آني كه علم غيب دارد، برابر علم غيب عمل نميكند، آن پيغمبر است. دنيا دار آزادي است. هر كسي اگر دنيا برابر با علم غيب عمل ميشد، كسي به كمال نميرسيد، كمال در اين است كه اين شخص بتواند بيراهه برود و نرود. در دو آيه قرآن،به صراحه خدا به پيغمبر فرمود، مردم هر كاري كه ميكنند، هم من ميدانم هم تو را آگاه ميكنم. «قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله» ما معتقد هستيم پيغمبر، امام، همه اعمال ما را ميبيند،براي اينكه در قيامت بايد شهادت بدهيد ديگر.اما حضرت آمده صريحاً اعلام كرده، اين كلمه «انما» مفيد حصر است. فرمود مردم! زنها! خواهرها! برادرها! بدانيد من فقط برابر قانون عمل ميكنم. من ميدانم كه كي خلاف كرده برابر علم غيب، اما علم غيب منشأ فقه و حقوق نيست. «انما اقضي بينكم» اين انما، مفيد حصر است ديگر؟ «بالأيوان والبينات» يعني هر كي شاهد آورد، من حكم ميكنم، هر كي قسم خورد، من حكم ميكنم.
اما بنا بر اين نيست كه من به علم غيب باور كنم، لكن مردم، خواهرها، برادرها، بدانيد اين را به صراحه فرمود؛ فرمود اگر كسي شاهد دروغ آورد، يا قسم دروغ ايراد كرد، آمد در محكمه، من حكم كردم كه اين مال، مال اوست. مبادا بگويد من رفتم محكمه پيغمبر، از دست خود پيغمبر گرفتم «ان قطعه من النار» يك آتشي در خانه ميبرد. اين را هم بدانيد.
ما يك اخلاق داريم كه مكمل قانون است. يك اخلاق داريم، متمم قانون است. يك اخلاق داريم، ضامن اجراي قانون است. يك اخلاق داريم، پشتوانه قانون است. هر نقصي كه در قانون باشد اخلاق، ترميم ميكند. خب، بنابراين آن كه علم غيب دارد، برابر علم غيب عمل نميكند. ايشان هم دستور دادند به شوراي نگهبان، امروز هم سخنگوي شوراي نگهبان چند بار گفت، امروز هم گفت كه از خود نامزدهاي محترم دعوت كرديم، تشريف بياورند در جلسه رسمي شوراي نگهبان، نه آنهايي كه مأمور انتخابات هستند، چون شوراي نگهبان يك چند نفري را از اعضاي خودش، براي انتخابات و رعايت انتخابات، انتخاب ميكند.
همه اين آقايان كه مسئوليتي ندارند، يك چند نفري انتخاب ميشوند براي كار، اما الآن در جلسه رسمي، اين نامزدهاي محترم را دعوت كردند كه تشريف بياورند، فرمايشاتشان را بگويند. كجاي مملكت مثلاً از اين شفافتر؟ ممكن است خلاف بشود، اما وقتي كه ندانند كجا تقلب شده، نه شوراي نگهبان دستش باز است، نه اينها هيچ مدرك قابل قبولي دارند.هر جايي كه مدرك هست، هر جايي كه قانون هست، ارائه كنند.
مطلب بعدي كه خواهش من اين است. ما همانطوري كه خودمان، چه در نماز جمعه، چه در غير نماز جمعه، حرفهايمان را ميگوييم، اما ميگوييم برابر آنچه كه مال نظام است، مال قانون است، خواهش ما هم همين است كه همينجور عمل بشود وگرنه بيگانه به دنبال همين صحنه راه ميافتد. پس آن جلسهاي كه همه اين آقايان نامزدها جمع شدند، فرمودند اغتشاشها را ما محكوم ميكنيم، اين كار بسيار خوبي است.الآن ما در كمربند گلوله هستيم. كمربند گلوله يعني كمربند مرگ. اين شرق ما افغانستان است كه آن طالبان بدتر از القاعده، القاعده بدتر از طالبان، گلولههايش به طرف ايران است. غرب ما كه پشت سر هم وقتي حرم امام را بمبگذاري ميكنند، اينها به خود ما رحم ميكنند؟ همين عسكريين را؟ اينها هم گلولههايشان به طرف ماست. اينها زير گوش ما هستند، هم سربازان انگليسي هستند، هم سربازان امريكايي. شيوخ بيعقل خليجفارس هم كه حياط خلوت امريكا قرار دادند. شما نگاه بكنيد در كويت، در ابوظبي، در بحرين، در منامه، در مسقط، همه جا اينها پايگاه نظامي دارند، دستشان هم روي اين ماشه است. خب اينها با كي دارند ميجنگند؟ هيچ كسي در منطقه غير از ايران هست، در برابر امريكا و كشور ديگر اينها؟ براي يك وجب كويت، اينها پايگاه نظامي درست كردند آمدند.
من چند سال قبل كه در مكه آن حادثه پيش آمده بود، يك برادر افغاني، اينها آن وقتي كه سياستمدار درميآيند، آدمهاي باهوشي هم هستند، منتها متأسفانه در اثر فلاكتهاي سياسي الان به اين روز درآمدند. يك روز مستحضر هستيد، همين افاغنه آمدند ايران را گرفتند ديگر.
اينها آن صورتهايشان را ميبينيد، اينها نژاد همان مغول و تاتار و اينها هستند. آن بزرگوار كه بعد هم آمد در ايران تشكر كرد از ما اين گفته كه من بايد افغانستان را معرفي بكنم، براي اينكه افغانستان نه نفت دارد، نه گاز دارد، نه امامزاده دارد، نه عتبات دارد، نه مكه كعبه دارد، هيچي ندارد. شما افغانستان را نميشناسيد. يك مدعي درباره افغانستان بحث كرد، بعد گفت كويت چه كاره است؟ كويت را يك جك سياسي زدند. اين ماشين وقتي كه چرخش آسيب ميبيند، يك جكي ميزنند كه بيايد بالا، گفت كويت قابل ذكر نبود، اين را جك سياسي زدند، بالا آوردند كه در برابر ايران بايستد و عليه ايران مثلاً پايگاه درست كنند آنجا. خب اين شيوخ بيعقل خليجفارس، قدم به قدم اينجا پايگاه دارند. يك دوست داشتيم به حسب ظاهر، آن هم تركيه بود. تركيه پايگاه اينجرليك خودش را كه آماده است براي پرواز، در اختيار اين دو دشمن خونآشام ما قرار داد؛ يعني امريكا و اسرائيل. اين با او پيمان نظامي بسته. اگر تركيه با آنها پيمان اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي بسته بود، ما مشكل نداشتيم. اما پيمان نظامي بسته به بهانه ناتو. در همين پايگاه اينجرليك تركيه، اين هواپيماي شكاري ميتواند پرواز كند و ما هستيم محصور به گلوله. در چنين فضايي، بهترين راه براي ما آرامش است. چهارده ميليون چهارده ميليون است، كم نيست. خب اگر يك وقتي آنها يك رأي بيشتري دادند، به رأي ما عمل كردند، يعني به رأي ما چهارده ميليوني عمل كردند، چرا؟ براي اينكه ما كه چهارده ميليون هستيم مثلاً به اين آقا رأي داديم، ما دو تا رأي داديم، يك رأي به قانون اساسي داديم، يك رأي به نماينده. آن رأي كه ما به قانون اساسي داديم رأي همه است، صد در صد است. اين را همه ما گفتيم. هر نامزدي كه رأي بيشتري آورد، او نماينده ماست. اين رأي ماست ديگر. يك رأي فرعي هم داديم، مثلاً ما كه ميخواهيم اين خانه را بسازيم، همه جمع شديم كه اين خانه چند تا اتاق داشته باشد. همه ما رأي داديم كه اين خانه مثلاً يك اتاق مطالعه داشته باشد، يك اتاق بزرگ باشد، يك اتاق پذيرايي باشد، شش تا اتاق باشد. همه ما رأي داديم كه اين جا بايد شش تا اتاق داشته باشد. بعد وقتي كه در جزييات اختلاف كرديم، بعضيها ميگويند آن اتاق مثلاً بزرگتر باشد، آن اتاق كشيدهتر باشد، بگوييم هر چي كه اكثريت گفتند برابر آن عمل ميكنيم، خب، اگر اكثريت گفتند كه آن اتاق بايد مثلاً شش در چهار باشد يا فلان باشد. ما چون قبلاً رأي داديم كه هرچي اكثريت گفت معتبر است، آن رأي ماست، آن رأي اصلي ماست، برابر اين. اگر ما طبق رأي خودمان عمل بكنيم، اگر خدايي ناكرده تخلفي شد، مدركي داشتيم ارائه ميكنيم. الان چند تا كار شده، يكي نشست خود نامزدهاي محترم با شوراي محترم نگهبان. يكي هم حتي مقام رهبري فرمودند اگر چنانچه احتياجي دارند به بازشماري بعضي از صندوقها، آن را هم بازشماري بكنند. اگر بخواهند به خيابان بكشند، آن ديگر كنترلش از دست شما خواهرها و برادرها، خارج خواهد شد. بعد آن همه حادثه پيش ميآيد. نه معلوم است كي زد، نه معلوم است كه چرا زدند، نه معلوم است كه كه را زدند. بنابراين اگر چنانچه انشاءالله رحمان، ما در آن اصل اول كه اختلافات سهگانه است را بررسي كنيم و اين جوانب را هم در نظر بگيريم و همه اين آقايان هم كه اين شورش را محكوم كردند، امروز هم كه در روزنامهها نوشتند كه جناب آقاي موسوي و آقايان ديگر شورش و اغتشاش را محكوم كردند، همه آنها محكوم كردند، مسئولين هم كردند، يك كاري نكنيم كه اين حضور مردم، يا اين نظام، خدايي نكرده آسيب ببيند.
اين دشمن اصلاً آماده است، يك قدمي است كه خدايي نكرده يك آشوبي بشود، او استفاده بكند. من ضمن تقدير از شما خواهران بزرگوار، جز دعوت به آرامش و نظم و سفارش، رعايت قانون و رعايت عرض كنم كه شكايتهاي رسيده و بررسي آنها، عرضي ندارم، اميدوارم خداوند همه شما را در سايه وليش از خير و سعادت و صلاح و فلاح دنيا و آخرت برخوردار بفرمايد. از اينكه وسيله پذيرايي هم نداشتيم عذرخواهي ميكنيم، من شرمندهام.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته
دوشنبه یکم تیر 1388
كاش موسوي در زمان طاغوت هم قدري اهل اقدام و مقابله بود
عبدالرضا داوري در گفتوگو با رجانيوز اظهار داشت: آقاي مهندس موسوي از سال 1343 وارد دانشگاه شده و در آستانه پيروزي انقلاب اسلامي نيز 37 ساله بوده اند. در آن دوران ميانگين سن آغاز مبارزه با رژيم پهلوي 19 سال بوده است و
وي همچنين اضافه كرد: آقاي ميرحسين موسوي و خانم زهره كاظمي
اين پژوهشگر سياسي افزود: مشي عافيت طلبانه موسوي در شرايطي بود كه پيروان امام خميني(ره) شجاعانه نام خود را پاي اطلاعيه هاي ضد سلطنتي درج مي كردند و هزينه مبارزات را زير شكنجه مي پرداختند.
وي ادامه داد: آقاي موسوي از سال ۱۳۵۴ تا ۱۳۵۷، به تدريس «تاريخ تمدن و فرهنگ و معمارى» در دانشگاه ملى ايران (شهيد بهشتي كنوني) مشغول مي شود كه بديهي است چون سابقه اي در مبارزه عليه رژيم ستمشاهي نداشته، ساواك نيز با تدريس او در دانشگاه ملي ايران مخالفتي نمي كند و نتيجه استعلامهايش مثبت بوده است.
داوري افزود: خانم زهرا رهنورد هم
وي در پايان تأكيد كرد: كاش آقاي موسوي و همسرشان كه مقاومتي در برابر نظام استبدادي و وابسته پهلوي از خود بروز نداده اند، كمي به گذشته نگاه كنند و در رفتارهاي امروزشان كه سراسر پنجه زدن بر چهره نظام مردمسالار و مستقل جمهوري اسلامي است، تجديدنظر كنند
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
این صندلی چقدر می ارزد؟
اين جمله تاكيدي آقاي مهندس موسوي خطاب به احمدينژاد در مناظره با آقاي كروبي بيان شد (17خرداد) مناظرهاي كه بيشترين حجم آن به نقد و حمله به كانديداي رقيب (احمدينژاد) و البته غايب گذشت.
جمله فوق را آقاي مهندس موسوي خطاب به مردم و احمدينژاد گفت.
امروز زمان زيادي از آن فضا و بيان نميگذرد. اعتراض به راي اكثريت مردم و وجود برخي شبهات و احيانا برخي تخلفات به جاي پيگيري از مجراهاي قانوني به كف خيابانها كشيده شده است و تا به حال علاوه بر خسارتهاي مالي و خونهاي ريخته شده و احساسات جريحهدار شده مردم شاهد شادماني دشمنان تاريخي اين انقلاب و مردم هستيم.
آقاي موسوي!
شما كه راههاي قانوني را زير پا نهادهايد و در ميان شعلههاي خشم و آتش و دود دنبال آراي گم شده! خود ميگرديد، آيا به مردم حق ميدهيد از شما بپرسند:
آقاي موسوي صندلي رياست جمهوري چقدر ميارزد؟
2- شوراي نگهبان از 3 نامزد معترض (آقايان كروبي، موسوي و رضايي) دعوت كرده بود در جلسه فوقالعاده ديروز اين شورا كه با حضور فقها و حقوقدانان عضو تشكيل ميشود، شركت و دلايل، توضيحات و مستندات خود را با اعضاي شورا مطرح نمايند تا اين شورا در تصميم نهايي همه ديدگاهها، مدارك و مستندات ارائه شده را مورد توجه قرار دهد.
با كمال تاسف آقايان كروبي و موسوي در اين جلسه حاضر نشدند و تنها آقاي محسن رضايي با حضور در جلسه ديدگاههاي خود را مطرح و در نتيجه مقرر شد صندوقهاي مورد نظر ايشان با حضور نماينده وي مورد بازشماري قرار گيرد.
از سوي ديگر عدم حضور آقايان موسوي و كروبي چند معنا ميتواند داشته باشد:
الف: عدم قبول ساز و كار قانوني و عدم پذيرش مرجعيت شوراي نگهبان براي رسيدگي به شكايتها
ب: نداشتن مدارك و مستندات قابل ارائه و عدم امكان دفاع منطقي از ادعاهاي مطرح شده
ج: علاقهمندي به تداوم فشارهاي سياسي از طريق تجمعات غيرقانوني و تشديد خشونتها و متهم كردن نظام به برخوردهاي تند
د: پافشاري در درخواست غيرقانوني ابطال انتخابات براساس درخواست خود
هر كدام از دلايل فوق كه باشد مسير در پيش گرفته شده نه در چارچوب قانون و نظام بلكه به نوعي خروج از نظام ميتواند تعبير و تفسير شود.
آقايان موسوي و كروبي در سرنوشتسازترين آزمون خود پس از انقلاب قرار دارند؛ سرنوشتي كه تنها به دست خود آنان رقم خواهد خورد. حضور در جبهه انقلاب يا خروج از اين جبهه.
هر چند آرزو ميكنيم بتوانيم آقايان را در جبهه انقلاب ببينيم و صد البته امروز و هر لحظه اين مرز در حال باريكتر شدن است.
3- همزمان با انتخابات در ايران، انتخاباتي ديگر در لبنان برگزار شد. حاميان سيد حسن نصرالله (گروه 8 مارس) در يك سو و گروه 14 مارس در سوي ديگر.
نتيجه انتخابات با وجود همه فشارها به حزبالله و حمايتهاي خارجي از گروه 14 مارس به زيان حزبالله لبنان تمام شد.
سيدحسن نصرالله با حضور در تلويزيون ضمن پذيرش شكست احترام به دموكراسي را يادآور شد. او البته حرفهاي خود درباره عوامل موثر در پيروزي رقيب را نيز برشمرد كه كمك خارجي حداقل آن بود.
سيدحسن نصرالله در تحليل شكست حزبالله و نحوه مواجهه با آن گفت: «وقتي نتايج روشن شد دچار تزلزل نشديم زيرا ما آن را يك مرحله ميدانيم نه پايان دنيا يا تاريخ، واقعيتهايي را از انتخابات در لبنان خواهيم گفت كه البته بدان معنا نيست كه نتايج انتخابات را قبول نداريم.»
اگر سيد حسن نصرالله همواره ايران را به عنوان الگو معرفي ميكند، كاش امروز ما و نامزدهاي معترض محترم ميتوانستند اين شجاعت را داشته باشند و به او تاسي و اقتدا كنند.
یکشنبه سی و یکم خرداد 1388
پايان خاتمي
|
با گذشت يك هفته از دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري يكي از مهترين پيامهاي اين انتخابات به صورت كاملاً زيركانهاي از سوي طيف شكست خورده انتخابات مسكوت نگه داشته شد. به گزارش ثانيه نيوز خبرنامه دانشجويان نوشت: پنهان كردن پنجمين شكست پي در پي سيد محمد خاتمي كه مهمترين ابزار جناح موسوم به اصلاح طلب براي جمع كردن ظرفيت اجتماعي در انتخابات است، يكي از مهمترين استراتژيهاي اتاق فكر اين طيف سياسي است. در اين خصوص بررسي پنج انتخابات اخير در کشور (با احتساب دو دور انتخابات دور نهم رياست جمهوري) نشان مي دهد روند افول محبوبيت کانديداي اصلاح طلبان نه تنها مخصوص انتخابات اخير نبوده است بلکه در يک شيب معنادار از سال 8 با دومين دوره انتخابات شوراي شهر و روستاها آغاز شد و با هفتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي ادامه يافت.
![]()
بر اين اساس اولين شکست رسمي سيد محمد خاتمي به نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بر مي گردد، در اين انتخابات خاتمي به صراحت از مصطفي معين حمايت کرد اما بر خلاف انتظار وي، تنها 4 ميليون ايراني به معين راي دادند.
![]()
اين شکست براي خاتمي در هفته ي بعد از 27 خرداد ادامه يافت، چرا که حتي حمايت هاي معنادار سيد محمد خاتمي از هاشمي رفسنجاني موجب پيروزي هاشمي نشد، به اين ترتيب ناظران سياسي معتقد بودند عملکرد 8 ساله دولت اطلاحات به اندازه کافي از محبويت خاتمي کاسته است.
![]()
سال 85 نيز نيروهاي اصلاح طلب براي پايان دادن به شکست هاي خود، در سومين دوره ي انتخابات شواري شهر به صورت رسمي از عکس هاي خاتمي استفاده کردند و نتيجه باز هم چيزي جز شکست نبود.
![]()
هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي اما نقطه عطفي بود که حتي بعد ها موجب کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري دهم شد. عنوان "ياران خاتمي" در حالي شهر هاي مختلف به خصوص تهران را پر کرد اما توفيق حداقلي اصلاح طلب ها در سومين دوره انتخابات شهر و روستا نيز از دست رفت و دست آخر تئوري پردازان اصلاح طلب را به اين نتيجه رساند که در دور دوم انتخابات مجلس هشتم به طور کلي از عکس و اسم خاتمي استفاده نکنند.
![]()
اما شکست سنگين و تاريخي آقاي خاتمي به هفته ي گذشته برمي گردد: فشار همه جانبه گروه هاي مرجع اصلاح طلب به خاتمي براي حضور در عرصه انتخابات موجب شد، وي از بهمن ماه سال 87 حدودا 40 روز کانديداي محبوب اصلاحات باشد، اما حضور يکباره ميرحسين موسوي در انتخابات و کناره گيري خاتمي اولين بذر هاي ناراحتي را در جبهه اصلاح طلب کاشت. پس از کناره گيري خاتمي به بهانه حضور موسوي، خاتمي تبديل به رهبر جبهه اصلاح طلب شد، مسئله اي که به هيچ عنوان مورد قبول تمام احزاب اصلاح طلب قرار نگرفت. خاتمي طبق پيش بيني ها با گرفتن عکس يادگاري، تمام و کمال به حمايت از ميرحسين موسوي پرداخت ولي نتيجه باز هم نشان داد تاريخ سياسي ايران به دوران "پايان خاتمي" رسيده است.
![]()
استفاده افراطي از چهره خاتمي در پوسترهاي مهندس موسوي، حضور چشمگير وي در فيلم انتخاباتي ميرحسين و اظهار نظرات متعدد وي در حمايت از کانديداي مشارکت و مجاهدين براي سنجش محبوبيت آقاي خاتمي کافي بود اما با عدم اقبال جامعه به ميرحسين موسوي يکي از دلايل کناره گيري خاتمي از کانديداتوري در انتخابات مشخص شد! اين موضوع از اظهارنظرات خود شخص سيد محمد خاتمي نيز پيداست؛ آنجا که وي صريحا اعلام مي کند اگر من راي نياورم براي اصلاحات خيلي بد است. |
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
نقد استدلالهاي آقاي موسوي براي تقلب در انتخابات
1. آقای ميرحسين موسوي در اولين بند نامه اش به شوراي نگهبان - كه قاعدتا بايد حاوي محكم ترين استدلال او مبني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات باشد – بر خلاف تصور خواننده اصلا به موضوع «تقلب» در انتخابات اشاره نمي كند. ايشان در اين بند به موضوعي اشاره مي كند كه هيچگونه ارتباط مستقيمي به موضوع «تقلب» ندارد. تاكيد كردن بر محتواي مناظره هاي انتخاباتي در بند اول نامه موسوي به نظرم از چند جهت بسيار معنادار و حتي برملا كننده است.
1.1: شايد منظور آقای موسوي اين است كه سخنان مطرح شده توسط محمود احمدي نژاد در مناظره ها عليه برخي شخصيتها و آقازاده ها، به تحريك و «اغفال» گسترده مردم منجر شد و باعث شد آنها هيجاني شده و فوج فوج به احمدي نژاد تمايل پيدا كنند. در اين صورت كه آقاي موسوي پذيرفته است كه رقيب ايشان راي بسيار بالايي در انتخابات آورده است. واقعا اگر مهندس موسوي قائل بوده است كه مطالب عنوان شده در مناظره ها اينچنين تاثير دگرگون كننده اي در نتيجه انتخابات داشته است چرا در همان روز پس از مناظره در اعتراض به طرح اين مطالب از اين رقابت «ناعادلانه» خارج نشد؟ چرا ايشان به حضور در اين مناظره ها ادامه داد؟ و از همه مهمتر چرا ايشان علي رغم همه مطالب مطرح شده در مناظره ها، در آخرين ساعات روز انتخابات بطور قاطع خود را برنده اين انتخابات اعلام كرد؟
1.2: اينكه اولين بند نامه موسوي با ذكر نام به تجليل و دفاع از «مظلوميت» آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي ناطق نوري در مناظره ها اختصاص مي يابد، ناخواسته بازگوكننده ريشه ها و علتهاي اصلي راه اندازي راهپيمايي ها و اعتراضات در چند روز گذشته است. همان «جوشش آتشفشاني» و «بنزين» و «دود و آتش» كه قبلا هشدارش داده شده بود. واقعا چه نسبتي ميان آن نامه آقاي هاشمي و اين نامه جناب موسوي وجود دارد؟ آيا مير حسين موسوي در بند اول نامه اش دارد اذعان مي كند كه اعتراض اصلي او و حاميان او در اين اجتماعات و راهپيمايي ها به برده شدن اسم هاشمي و ناطق و فرزندان آنها در مناظره هاي انتخاباتي است؟ اگرنه چه لزومي داشته كه اين موضوع در سرلوحه نامه او قرار گيرد؟
1.3: فرض مي كنيم كه احمدي نژاد در اعلام اسامي اشخاص در مناظره ها و نسبت دادن تخلفات مالي به آنها مرتكب تخلف در تبليغات انتخاباتي شده باشد. آيا اين تخلف در تبليغات به معناي «تقلب» در نتايج است؟ روشن است كه افرادي كه حقي از آنها ضايع شده مي توانند خواستار پخش پاسخ خود از صدا و سيما باشند و يا حتي موضوع را بطور قانوني پيگيري كنند. اما حتي در اين صورت نيز هيچ خللي بر نتيجه انتخابات وارد نيست. اينها دو موضوع جدا از هم هستند.
2. در بند دوم نامه، باز انتظار ما براي بيان مستنداتي از «تقلب گسترده» توسط ميرحسين موسوي به نتيجه نمي رسد. در اين بند موسوي دوباره به مناظره ها رجوع كرده و طرح «مطالب خلاف امنيت ملي» و «زير سوال بردن بنيانگذار جمهوري اسلامي» توسط احمدي نژاد را به عنوان دليل وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مطره مي كند. در اين خصوص چند مطلب قابل بيان است:
2.1: آقاي موسوي به عنوان يك نامزد هيچگونه مسئوليت قانوني در قبال تشخيص و مراقبت از «امنيت ملي» ندارند. طبعا رييس جمهور به عنوان «رييس شوراي عالي امنيت ملي» بيش از ديگران در اين خصوص به اطلاعات دسترسي داشته و جهت مراقبت از امنيت ملي مسئوليت و اختيار قانوني دارد. در سالهاي گدشته ديده ايم كه چگونه اشخاصي امنيت و منافع شخصي خود را به «منافع و امنيت ملي» گره مي زنند و خواستار سلب آزادي ها و حقوق مردم مي شدند. ايا آقاي موسوي هم مي خواهد با چنين شيوه اي راي 24 ميليون شهروند را باطل كند؟
2.2: ادعاي «زيرسوال بردن بنيانگذار انقلاب اسلامي» نيز ادعاي بسيار قابل توجهي است. ظاهرا آقاي موسوي كليه اقدامات دولت خود و دوستان خود در دهه شصت را عينا مورد تاييد امام خميني (ره) مي داند. در سالهاي گذشته ديده بوديم كه برخي از متعصبين جناح راست حتي انتقاد به يك آبدارچي بنياد مستعضفان را ضديت با ولايت فقيه مي دانستند چون معتقد بودند كه رييس اين بنياد توسط رهبري منصوب مي شود و آن آبدارچي هم در سلسله مراتبي توسط آن رييس منصوب مي شود پس آن آبدارچي منصوب ولي فقيه است و هركس با آن آبدارچي مخالف باشد مخالف ولايت فقيه است! ايا عجيب نيست كه شخصيت فرهيخته اي چون آقاي موسوي به چنين استدلالی براي دفاع از تماميت عملكرد خود در دهه شصت دست يازد؟ چرا ايشان انتقاد از مواردي چون گزينش هاي بسيار سخت گيرانه، ارعاب 99 نماينده مجلس مخالف دولت و يا حتي بخشنامه لباس مشكي و قهوه اي - كه آشكارا امروز غير قابل دفاع هستند - را «زير سوال بردن امام خميني» مي داند؟ بديهي است كه اينها اعمال دولت ايشان و يا دوستان و حاميان ايشان بوده است و نه اقدامات امام راحل (ره).
2.3: اگر استدلال آقاي موسوي را بپذيريم، قاعدتا انتقادهاي شديد و بي رحمانه ايشان و ديگر كانديداها از عملكرد دولت نهم نيز «زير سوال بردن ولايت فقيه كنوني» است. چون همانطور كه اما راحل در دهه شصت بطور آشكار از دولت موسوي حمايت مي كرد، رهبري فعلي نيز در سالهاي گذشته از دولت نهم حمايت كرده است. آيا آقاي موسوي مي پذيرد كه اعمال خودش در اين انتخابات زيرسوال بردن ولايت فقيه بوده است؟
2.4: به فرض كه آقاي احمدي نژاد «مطالب خلاف امنيت ملي» در مناظره ها بيان كرده باشد و حتي امام راحل (ره) را زير سوال برده باشد. آيا اين دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ دوباره سوال مي كنيم اگر اينقدر حرمتها و قداستها شكسته شده بود، اصلا چرا آقاي موسوي حاضر شد در چنين انتخاباتي حاضر شود و حتي پيشاپيش خود را پيروز آن اعلام كند؟ نكند آقاي موسوي بر اين باور است كه چون حرمتها شكسته شدن ومقدسات زير سوال رفت راي آقاي احمدي نژاد به 24 ميليون رسيد؟
3. بالاخره در بند سوم نامه آقاي موسوي به موضوعي اشاره مي كنند كه ارتباط به روز انتخابات دارد. در اين بند ايشان از عدم صدور كارت براي تعدادي از ناظرين ايشان و آقاي كروبي اعتراض مي كند. در خصوص اين بند نيز چند نكته گفتني است:
3.1: در اينجا آقاي موسوي به اصطلاح به نيمه خالي ليوان اشاره كرده اند. طبعا وزرات كشور بايد در اين مورد پاسخگو باشد كه چرا به تعداد درخواست شده كارت صادر نشده است. البته آنها نيز در پاسخ به مواردي همچون ناقص بودن مدارك ارسالي ناظرين اشاره كرده اند كه بنده نمي توانم قضاوتي درباره ادعاي طرفين داشته باشم. اما سوال اين است كه چرا جناب موسوي كه با قاطعيت هرچه تمام از «تقلب گسترده» در انتخابات سحن گفته اند به جاي آنكه ابتدا لااقل به يك گزارش مستند و دقيق از يكي از چند هزار ناظر خود بر سر صندوق ها اشاره كنند، مبناي اعتراض خود را بر يك موضوع «عدمي» قرار داده اند. قاعدتا اگر تقلبي به گستردگي 10 ميليون راي در سطح كشور رخ مي داد لااقل دهها نفر از ميان چند هزار ناظر آقاي موسوي مي بايست به شواهدي در اين خصوص دست يافته باشند. چرا آقاي موسوي بجاي استناد به آنها به «عدم وجود ناظر» در برخي صندوقها اشاره مي كند كه حتي در فرض صحت هم نمي توان آنرا في نفسه دليلي بر وجود قطعي تقلب دانست. آيا آقاي موسوي اخلاقا مي تواند مدعي شود كه هرجا ناظر من نبوده قطعا تقلب شده است؟
3.2: قابل قبول است كه آقاي موسوي در مورد صندوقهايي كه ناظر نداشته اند داراي شك و شبهه باشد. اين شك كاملا معقول و منطقي است. اما راه حل برطرف شدن آن اين است كه ايشان خواستار بازشماري تعدادي از اين صندوقها بصورت تصادفي شوند و نتايج آنها را با صندوقهايي در همان منطقه و شهر مقايسه كنند كه در آنجا ناظر داشته اند و ببينند كه آيا چنان تفاوت فاحشي وجود دارد يا خير. قطعا ايشان مي دانند كه براي آنكه 10 ميليون راي جابجا شود بطور متوسط 10 هزار صندوق مي بايست كاملا داراي آراء واژگون شده باشد. شناسايي و پيدا كردن اين 10 هزار صندوق اصلا كار دشواري نيست. خصوصا براي جناب آقاي محتشمي رييس كميته صيانت آقاي موسوي كه خود در زمينه تخلف انتخاباتي در مقام وزير كشور داراي سوابق قابل توجه هستند.*
3.3: اين پرسش مهمي است كه چرا آقاي موسوي در اين نامه بطور مشخص به هيچ حوزه اي كه در آن «تقلب گسترده» صورت گرفته باشد اشاره نمي كنند؟
4. در بند چهارم آقاي موسوي نسبت به استفاده از كامپيوتر و شيوه آنلاين در اعلام نتايج آرا هر صندوق به ستاد مركزي انتخابات اعتراض مي كند. اين اعتراض البته در جاي خود قابل بررسي است اما هيچ عقل سليمي نمي پذيرد كه به صرف اينكه نتايج هر صندوق در حضور همه اعضاي هيات اجرايي و نظارت و ناظرين كانديداها (در صورت حضور) وارد كامپيوتر شده و به طور آنلاين به ستاد انتخابات اعلام شده ، پس در انتخابات «تقلب گسترده» صورت گرفته است. شايد اين شيوه جديد و استفاده از فناوري نوين ابهاماتي داشته باشد، اما قطعا صورتجلسه هاي همه صندوقها موجود است و بنا به اعلام وزارت كشور نيز قبل از اعلام نتيجه نهايي همه صورت جلسه هاي مكتوب با آمار اعلام شده كامپيوتري مجددا تطبيق داده شده است. اگر هم شكي و شبهه اي هست قطعا با مراجعه به صورت جلسه ها قابل رفع است. پس چه حجتي داريم كه اينگونه با قاطعيت بگوييم چون در اعلام نتايج از كامپيوتر استفاده شده حتما «تقلب گسترده» صورت گرفته است؟
5. در بند پنج آقاي موسوي به موضوع كمبود تعرفه اشاره كرده اند كه به ادعاي ايشان در برخي حوزه ها موجب توقف راي گيري شده است. اولا نفس كمبود تعرفه با توجه به مشاركت 85 درصدي در انتخابات امر عجيبي نيست. ضمن اينكه بنا به اعلام وزارت كشور به هر شعبه اعلام شده بود كه به محض اينكه استفاده از آخرين بسته صد برگي راي را شروع كردند اعلام اتمام تعرفه كنند تا در اين فاصله تعرفه هاي جديد براي انها ارسال شود. لذا اعلام اتمام تعرفه به معني تعطيلي راي گيري نيست. آقاي موسوي اشاره اي به هيچ صندوقي كه در آن راي گيري متوقف شده باشد نكرده اند اما بنا به اعلام ستاد انتخابات هيچ صندوقي به دليل اتمام تعرفه راي گيري را تعطيل نكرده است. اما باز اينجا فرض را بر صحت قول جناب موسوي مي گذاريم كه واقعا در برخي صندوقها تعرفه تمام و راي گيري متوقف شده است. در اينجا چند پرسش پيش مي آيد:
5.1: آيا اتمام تعرفه در يك يا چند صندوق دليل بر «تقلب گسترده» در انتخابات است؟ واقعا معلوم نيست تعريف آقاي موسوي از تقلب چيست؟
5.2: چرا با آنكه آقاي موسوي در مبارزه انتخاباتي اينهمه «احساس خطر» كرده بود و هشدار داده بود و با اينكه به زعم ايشان در مناظره ها «استوانه هاي نظام» مورد هتك حرمت قرا گرفته بودند و «مقدسات» زير سوال رفته بود، چرا طرفداران ايشان آنقدر همت نداشتند كه در ساعات آغازين راي گيري براي مشاركت در اين انتخابات حساس و جلوگيري از تداوم اين «فاجعه» پاي سر صندوقها حاضر شوند؟
5.3: آقاي موسوي از كجا مي دانند كه همه آن افرادي كه در حوزه هاي تعطيل شده موفق به دادن راي نشدند طرفدار ايشان بوده اند؟ از كجا معلوم كه بسياري از آنها قصد نداشتند به آقاي احمدي نژاد راي دهند؟ در اينجا نيز استدلال آقاي موسوي مبتني بر يك مقوله عدمي و موهوم است. شبيه همان شعار غيبي است كه اصلاح طلبان سالها مي دادند و طي استدلالي غريب مدعي بودند كه همه آنهايي كه در انتخاباتها راي نمي دهند در دلشان طرفدار اصلاح طلبان هستند!
6. همانطور كه در ارزيابي بندهاي بالا مشاهده شد آقاي موسوي هيچ استدلال محكم و قابل اعتنايي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده اند. بجاي چنين استدلالهايي، ايشان گاه به موارد بي ارتباط با روز انتخابات و روند شمارش آرا اشاره كرده اند، يا به مواردي كه ممكن است بي ربط نباشد اما يا صرفا در حد شك و شبه است و يا در اصل اعتراض به مواردي غير از «تقلب» است. از اين رو عجيب است كه در بند ششم نامه، ايشان مي گويد كه «علاوه بر موارد فوق» 80 مورد تخلف ديگر نيز در روز انتخابات به شوراي نگهبان اعلام شده است. در مورد اين بند نيز چند نكته گفتني است:
6.1: در اينجا ايشان ارجاع به مواردي مي دهد كه براي خواننده مبهم و مجهول است. واقعا پرسش اينجا است كه چرا ايشان لااقل چند مورد از اين تخلفات را همچون موارد ذكر شده در بندهاي بالا در متن نامه خود به شوراي نگهبان ذكر نكرده است.
6.2: بر هر آشناي با الفباي سياست و حتي هر عقل سليمي كاملا واضح و روشن است كه اگر جناب موسوي در ميان اين 80 مورد حتي يك مورد را پيدا مي كرد كه بر ملا كننده تخلفي چشمگير و افشاگر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي بود، قاعدتا مي بايست آنرا در اين نامه، كه مهمترين متن و سند اعتراض او به اين انتخابات است، مورد اشاره قرار مي داد. نمي تون پذيرفت كه ايشان مثلا ايثار كرده اند و يا براي حفظ مصالح مملكت از بيان برخي تخلفات خودداري كرده اند! امروز خون هفت انسان پاي ادعاي «تقلب» در انتخابات ريخته شده است. طبعا آقاي موسوي كه تا اينجا جلو آمده نمي توانسته در نوشتن نامه اش ملاحظه مصلحت داشته باشد. نتيجه آنكه اين 80 مورد هم به احتمال به قريب يقين هيچ مورد قابل ملاحظه و تاثيرگذاري نبوده كه بتوان بر آن تكيه كرد و نتايج انتخابات را زير سوال برد.
7. در بند هفتم مجددا آقاي موسوي براي اثبات وجود «تقلب گسترده» در انتخابات به يك موضوع پيشا - انتخاباتي اشاره كرده است. از نظر ايشان اينكه آقاي احمدي نژاد قبل از انتخابات از پيروزي خود سخن گفته «في نفسه» دليل روشن و آشكاري است بر وجود «قصد» دستكاري در آراء. آقاي موسوي همچنين انعكاس پيشاپيش پيروزي احمدي نژاد در برخي رسانه ها را تاييدي بر اين موضوع دانسته است. در اين مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
7.1: آقاي احمدي نژاد تنها كانديدايي نبودند كه در روند تبليغات انتخاباتي از پيروزي خود در انتخابات سخن گفتند. نه تنها ستاد آقاي موسوي بطور مكرر از پيروزي چشمگير ايشان خبر مي داد بلكه شخص ايشان حتي قبل از شروع شمارش آرا با اطميناني بي سابقه و منطقي شگفت اعلام كرد كه پيروز قاطع انتخابات است و هرنتيجه اي غير از اين، به معني دستكاري در انتخابات است! اگر استدلال بند هفتم ايشان درست باشد خود ايشان نيز متهم به «تقلب» هستند.
7.2: حتي اگر فرض كنيم كه سخن آقاي احمدي نژاد بيانگر «قصد» دست كاري در انتخابات بوده باشد. در چنين وضعي هر دانشجوي سال اول حقوق هم مي داند كه چنين «قصد» و يا «نيت مجرمانه اي» براي اثبات «وقوع جرم» - كه در اينجا وجود «تقلب گسترده» در انتخابات است – كفايت نمي كند. در هر محكمه اي علاوه بر «نيت» مي بايست «مستندات» كافي براي محكوم كردن متهم وجود داشته باشد. به نظر مي رسد اقاي موسوي چون در ارائه اسناد و مدارك كافي براي اثبات «تقلب» دستشان خالي است به «نيت خواني» و «قضاوت داوودي» روي آورده اند.
8. در بند هشتم آقاي موسوي به «نقض ماده 40 جرائم نيروهاي مسلح» و «نقض ماده 68 قانون انتخابات» اشاره كرده اند. در مورد اول منظور ايشان «حضور نيروهاي نظامي و بسيج در انتخابات و در ميتينگ ها است»، و در مورد دوم اشاره ايشان به استفاده رييس جمهور و وزرا از امكانات دولتي براي سفر به استانها در ايام تبليغات انتخاباتي است. در اين دو مورد نيز چند مطلب قابل ذكر است:
8.1: معلوم نيست منظور ايشان از «حضور» نيروهاي نظامي در انتخابات چيست؟ روشن است كه مطلق حضور در انتخابات براي نظاميان در قانون منع نشده است. اگر منظور ايشان حضور در ستادهاي انتخاباتي و فعاليت به نفع يك كانديدا باشد كه اين قطعا ممنوع است. اما ايشان بايد براي اين ادعاي خود سند و مدرك داشته باشند. ايكاش لااقل به يك مورد از زمانها و يا مكانهايي كه چنين نيروهايي در انتخابات مداخله كرده اند اشاره مي كردند.
8.2: با توجه به اينكه ستاد آقاي موسوي از جمله ستادهايي بود كه با به كارگيري يك سردار بازنشسته به تاسيس شاخه بسيجيان اقدام نمود و رسما به عضو گيري از بسيجيان مي پرداخت، اعتراض ايشان به حضور بسيجيان در ميتينگهاي رقيب كمي عجيب به نظر مي رسد.
8.3: مجددا فرض را بر آن مي گذاريم كه ادعاي آقاي موسوي در اين بند نيز صحيح بوده و واقعا حضور نظاميان در ميتينگهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد رخ داده باشد. اما آيا اين مسئله دليل بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات مي شود؟
8.4: حتي اگر نظامياني در تبليغات انتخابات حضور يافته باشند رسيدگي به جرائم آنها بر عهده دادگاه ويژه نيروهاي مسلح است. اين «جرم» حتي در صورت وقوع ربطي به وزارت كشور و دولت - كه از نظر آقاي موسوي متهم رديف اول «تقلب گسترده» در انتخابات هستند – ندارد. شايد هم آقاي موسوي براين باور باشند كه حضور چند هزار بسيجي در يك ميتينگ انتخاباتي باعث دگرگوني 10 ميليوني درنتيجه آرا شده باشد!
8.5: اشاره آقاي موسوي به استفاده كردن دولتمردان از امكانات دولتي براي سفر به شهرستانها نيز از جنس بسياري مواردي مورد اشاره بالا است. روشن است كه در اين موضوع اگر تخلفي از قانون صورت گرفته باشد بايد به آن توسط مراجع فانوني رسيدگي شود. اما اولا اين اعتراض نيز مستلزم ارائه مستندات دقيق است و نه صرفا كلي گويي. ثانيا ربط اين مورد نيز به وجود «تقلب گسترده» در نتايج انتخابات معلوم نيست. آيا چون رييس جمهور از هواپيماي دولتي براي سفر به فلان شهرستان استفاده كرده مي توان نتيجه گرفت كه 10 ميليون راي جابجا شده است؟! ثالثا روشن نيست كه آيا منظور آقاي موسوي اين است كه رييس جمهور قانوني كشور براي سفر به شهرستان يا رفتن به ميتينگ انتخاباتي در ايام تبليغات انتخاباتي بايد از وسيله شخصي خود استفاده كند؟! آيا در انتخابات هاي گذشته رييس جمهور و وزرا براي تبليغ به شهرستانها سفر نمي كردند؟ آيا آنها با وسيله و امكانات شخصي سفر مي كردند؟
9. در حالي كه آقاي موسوي در نامه خود به شوراي نگهبان، همانطور كه در بالا مشخص شد هيچ گونه استدلال محكمه پسندي مبتني بر وجود «تقلب گسترده» در انتخابات ارائه نكرده است، ايشان در بند پاياني نامه بدون آنكه خواهان رسيدگي به موارد شك و شبهه خود شود، و يا آنكه مثلا خواستار بازشماري آرا در صندوقها شود، و يا حتي خواهان تشكيل كميته مستقل حقيقت ياب شود، درجا تقاضاي ابطال كل نتايج انتخابات را مطرح كرده است. چنين رويكردي در نوع خود بي سابقه و از نظر نگارنده بر ملا كننده حقيقت نهفته در پشت اين نامه و حرفهاي ناگفته در لابلاي سطر هاي آن است. آن حقيقت اين است كه جناب موسوي و دوستان ايشان، همچنان همان راديكالهاي سياسي و اقتصادي دهه شصت هستند. اين دوستان در دهه شصت هرگز شعار دموكراسي و آزادي نمي دانند و بلكه حتي براي نيروهاي انقلابي و منتقداني چون نويسندگان روزنامه رسالت نيز قائل به آزادي نبودند. اگر در دوراني آنها به شعار دموكراسي و آزادي روي آوردند صرفا از اين رو بود كه چنين شعارهايي از نظر سياسي به نفع آنها بود. آنچه به عنوان مطبوعات مستقل و آزاد دوران دوم خرداد از آن ياد مي شود، آيا چيزي بود جز مطبوعاتي كه توسط عوامل و بستگان مقامات دولتي، با وامهاي دولتي و كاغذ دولتي و آگهي هاي دولتي در راستاي حمايت از دولت راه افتاده بودند؟ اگر درباره «دموكرات نمايي» اين حضرات كوچكترين ترديدي داشتيم، با نوع برخورد آنها به نتايج اين انتخابات و نقش آنها در برانگيختن حوادث پسا- انتخاباتي ديگر جاي هيچ ترديدي باقي نمانده است. تن دادن به دموكراسي يعني تن دادن به شكست در انتخابات. شكافها و تناقضهاي متن آقاي موسوي برملاكننده اين واقعيت است كه ايشان در سپيدي هاي نامه اش به راي بالاي رقيب خود اذعان دارد اما از تن دادن به آن در سياهي هاي نوشته اش خودداري مي كند.
10. پرسش آخر من از جناب موسوي و همه آنهايي كه گمان مي كنند در اين انتخابات «تقلب گسترده» رخ داده است، مبتني بر جستجوي «انگيزه» چنين جرمي است. با توجه به اينكه جابجا كردن 10 ميليون راي بدون اطلاع و همكاري هيات هاي نظارت شوراي نگهبان عملا ناممكن است، بي شك كساني كه معتقد به وجود «تقلب گسترده» هستند بايد نه تنها وزارت كشور بلكه شوراي نگهبان را نيز در اين واقعه «شريك جرم» بدانند. بدين ترتيب معترضان در واقع دارند «نظام» را به تقلب در انتخابات متهم مي كنند. طبعا براي هر جرمي بايد انگيزه اي بايد وجود داشته باشد. «نظام» نيز مي بايد براي چنين «تقلب گسترده اي» انگيزه بسيار بالايي داشته باشد. اكنون پرسش اينجا است كه آن «نظامي» كه هشت سال دوران آقاي خاتمي را تحمل كرد و نه در انتخابات سال 1376 و نه در انتخابات سال 1380 چنين مداخله ايي نكرد و حتي انتخابات مجلس ششم را علي رغم عدم تاييد از سوي شوراي نگهبان و اعتراض شديد آقاي هاشمي رفسنجاني با حكم ولايي مورد تاييد قرار داد و حضور تندرو ترين عناصر دوم خرداد را در يكي از مهم ترين اركان قانوني كشور به مدت چهار سال تحمل كرد، چرا مي بايست اكنون در انتخابات اخير رياست جمهوري محتاج چنين «تقلب گسترده» اي باشد؟ مگر اين نبود كه همه كانديداهاي اين انتخابات به صراحت از تبعيت از اصول انقلاب و خط امام (ره) و جايگاه ولايت فقيه سخن گفته بوده و حتي از همراهي و هماهنگي خود با رهبري جهت رفع مشكلات قانوني سخن گفته بودند؟ مگر اين نبود كه رابطه شخصي جناب موسوي با مقام معظم رهبري تا بدانجا نزديك بود كه برخي از حاميان آقاي خاتمي همچون محمد علي ابطحي حتي آمدن موسوي به ميدان را نتيجه يك هماهنگي و برنامه ريزي در سطوح بالا مي دانستند؟ واقعا رييس جمهور چنين فردي چه خطري مي توانست براي «نظام» داشته باشد كه نياز به چنين «تقلب گسترده» باشد؟ حتي اگر به فرص محال انجام چنين تقلب 10 ميليوني را در عمل ممكن بدانيم عقلا و منطقا نمي توان هيچ دليل و انگيزه سياسي براي آن يافت. و مگر نه آنكه سالهاي سال اصلاح طلبان به مردم گفتند كه اگر مشاركت در انتخابات بالاي 70 درصد باشد امكان هرگونه تقلب در آن سلب مي شود؟ چه شده است كه امروز آنها حرف سابق خود را پس گرفته اند؟
* در انتخابات سومين دوره مجلس شوراي اسلامي، جناح حامي دولت مهندس موسوي با سوار شدن بر موج تبليغاتي بر محور دوتايي «اسلام ناب – اسلام آمريكايي» كه بطور كلي توسط حضرت امام (ره) بيان شده بود، جمع كثيري از روحانيون باسابقه انقلاب را به داشتن «اسلام آمريكايي» متهم كردند تا بتوانند فهرست مجمع روحانيون مبارز تازه تاسيس را بجاي فهرست جامعه روحانيت مبارز به مجلس بفرستند. در اين انتخابات كه آقاي محتشمي – رييس كنوني كميته صيانت آراء آقاي موسوي – وزير كشور و مجري انتخابات بود، گزارشهاي فراواني مبني بر تخلف در صندوقهاي راي وجود داشت. شوراي نگهبان از تاييد انتخابات خودداري كرد و به بازشماري برخي صندوقها پرداخت كه در موارد زيادي تخلف مجريان محرز شد. دولت آقاي موسوي با مراجعه به رهبر انقلاب خواستار مداخله ايشان در انتخابات و استفاده از حكم ولايي جهت تاييد انتخابات شد. با توجه به «شرايط حساس كشور» در نهايت امام راحل (ره) با صدور حكمي خواستار پايان يافتن بازشماري آراء شده و پرونده رسيدگي قانوني شوراي نگهبان به تخلفات انتخاباتي مختومه شد. بدنبال حكم حضرت امام (ره)، آيت الله صافي گلپايگاني دبير وقت شوراي نگهبان كه امروز از مراجع تقليد هستند از مقام خود استعفا داده و به قم مراجعت نمودند. اينكه امروز آقاي موسوي در اعتراض به نتيجه انتخابات به مراجعي چون آيت الله صافي نامه مي نويسد اما پاسخي نمي شنود، شايد چندان بي نكته نباشد.
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388
سعید عسگر به نفع موسوی وارد میدان شد
به گزارش ثانیه نیوز، سعید عسگر در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری با راه اندازی یک ستاد فرعی در سه راه تقيآباد شهرری به نفع آقای موسوی به فعالیت می پرداخت.
همچنین در یکی از مصاحبه های تلویزیونی میر حسین موسوی در جریان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری، سعید عسگر، سعید حجاریان و بازجوی عسگر در وزارت اطلاعات، آقای موسوی را همراهی می کردند.
پدر سعید عسگر در دوران اصلاحات رییس آموزش و پرورش شهرری بود که وی در مقطعی عضو اصلی و موثر انجمن اسلامی معلمان(از احزاب عضو جبهه اصلاحات و حامی آقای موسوی) بوده است.
در آشوب های خیابانی اخیر، سعید عسگر با ساماندهی چند تیم 5 نفره در جهت کمک به اغتشاشگران فعالیت می کرد و در جریان پیگیری نهادهای امنیتی برای شناسایی اغتشاشگران، وی نیز شناسایی شد.
سعید عسگر متولد تهران عامل ترور سعید حجاریان عضو سابق شورای شهر تهران است. وی به همراه محسن مرتضی مجیدی همدست او که موتور را میراند حجاریان را در اسفند 78 در روی پلکان ساختمان شورای شهر مورد سوءقصد قرار داد.
سعید عسگر در زمان ترور بیست سال داشت و دانشجوی مهندسی شیمی بود در دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب بود.
سعيد حجاريان كه از او به عنوان مغز متفكر اصلاحات ياد ميشود پس از ترور در اقدامي تبليغاتي ضارب خود را بخشيد.
همچنین در سال 1382 وی در جریان حمله به خوابگاه طرشت دستگیر که با وساطت دفتر آقای خاتمی و رییس وقت دانشگاه علامه طباطبايي ، آزاد شد.
پس از دستگيري سعيد عسگر، در جریان حمله به خوابگاه طرشت عدهاي از بسيجيان عليه وي شهادت دادند.
سعيد عسگر، پس از دستگيري، همواره منكر حضور خود در جريان حمله به خوابگاه طرشت بوده، ليكن عدهاي از بسيجيان محل كه وي را مشاهده كرده بودند، عليه وي شهادت دادند.
"سعيد عسگر " به اتهام شركت در حمله مشكوك عدهاي به خوابگاه شهيد همت(طرشت) وابسته به دانشگاه علامه طباطبايي و بر اساس شكايت سردار قاليباف فرمانده وقت نيروي انتظامي، از سوي مرتضوي دادستان عمومي و انقلاب تهران بازداشت شده بود.
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
صحنه را از دست دادهاند، به دنبال ايجاد تشنج هستند
محمود احمدينژاد گفت: تهمت زنندگان به دولت در جلسات مخفي و حزبي كه خبر دقيق و مو به موي آن را در
اختيار داريم، گفتهاند در انتخابات بايد دولت را با شديدترين آمار ساختگي به دروغگويي متهم كرد.
به گزارش فارس، محمود احمدينژاد رئيسجمهور طي سخناني در اجتماع عظيم و پرشور مردم تهران كه از ميدان انقلاب تا مسجد دانشگاه شريف حضور پيدا كرده بودند، با برشمردن ويژگيهاي مردم تهران گفت: مردم عزيز تهران پيشگامان پاكي، عدالت و سرافرازي ملت بزرگ ايران هستند و سلام خدا بر شما انسانهاي هوشمند، شايسته و آرماني كه با صلابت در سنگر صيانت از استقلال، عزت و شرف ملت ايران ايستادهايد و سلام بر مردم تهران و همه شما عاشقان كه امروز در اينجا حضور پيدا كردهايد.
وي افزود: شما 30 سال است كه در سنگر انقلاب در برابر هم مفسدان، مستكبران و زيادهخواهان ايستادهايد و همه خستگيها را تحمل و دشمن را خسته كردهايد.
رئيسجمهور با اشاره به انتخابات رياست جمهوري دهم گفت: انتخابات در كشور ما مسئله بسيار مهمي است و تنها انتخاب يك فرد نيست بلكه در ايران انتخابات تجميع همه ارادهها و همتهاي بزرگ است و انتخابات براي ملت ايران يك پرش بلندتر به سمت قلههاي پيشرفت و تعالي و يك تصميم سرنوشتساز و يك انتخاب بزرگ است كه از سوي ملت شكل ميگيرد و مانند كشورهاي غربي نيست كه 2 الي 3 حزب با استفاده از تبليغات پيچيده قدرت را در دست ميگيرد.
احمدينژاد همچنين ادامه داد: انتخابات در ايران جاري شدن ارادههاي ملت در اداره كشور و آينده آن است.
وي با اشاره به صحنه انتخابات امسال تصريح كرد: در انتخابات داوطلبان بايد حضور پيدا كنند و برنامههاي خود را ارائه كنند و انديشههاي خود را مطرح كنند تا ملت در يك فضاي منطقي با مقايسه بين افراد بهترين را انتخاب كنند اما صحنه انتخابات امروز از 3 ماه قبل با شدت بيشتر عليه ملت و برگزيده شما سازماندهي شد و توهينها و اهانتها به اوج خود رسيد و معلوم است كه صحنه، صحنه رقابت نبوده بلكه سازماندهي يك جنگ رواني عليه ملت است.
رئيسجمهور با اشاره به قانون انتخابات اظهار داشت: بر طبق قانون انتخابات هيچ كس حق ندارد عليه نامزد ديگر سخن بگويد اما آنها همه صحبتهايشان عليه يك نفر بود و طبق قانون بايد تبليغات در 3 هفته مجاز انجام شود اما از 3 ماه قبل آنها تبليغات را آغاز كردند و بر طبق قانون كه نبايد به رئيسجمهور توهين شود آنها به رئيسجمهور توهين
كردند و اين امر جرم است و طبق قانون بايد آن فرد مجازات شود و مجازات آن فرد زندان است.
احمدينژاد تأكيد كرد: ما نسبت به ديگران هيچ بحثي نداريم و تنها حرف خود را بيان مي كنيم و در اينجا خواهم گفت كه سؤال اين است كه چرا آنها به جاي يك رقابت منطقي و سالم و ارائه برنامه خود روش تخريب را در پيش گرفتهايد و چرا به جاي ارائه برنامه روش جنگ رواني را انتخاب كردهايد.
وي با اشاره به دلايل توهينها و اتهامات برخي افراد عليه دولت بيان داشت: آنها مشاهده كردهاند كه اگر وارد بحث كارشناسي با اين دولت شوند و آمارهاي گذشته و امروز با هم مقايسه شود و عملكرد 3 دولت متحد را در برابر يك دولت به بحث بگذاريم، در هر زمينهاي كه وارد شوند مشاهده ميكنند كه عملكرد اين دولت افتخارآميز و قابل مقايسه با آنها نيست و آنها مشاهده كردهاند كه در طول 4 سال با حضور آگاهانه ملت و حركت آنها پشت سر رهبري افتخارات زيادي كسب شده كه در دوران اين 24 سال اخير بينظير است و آنها هيچ نقشي در اين افتخارات ايفا نكردند و مدام در مقابل ملت قرار داشتند و اين امر را در مسئله هستهاي همه به ياد داريم.
رئيسجمهور با اشاره به متحد شدن برخي افراد در داخل با دشمنان خاطر نشان كرد: در ماجراي هستهاي وقتي دشمنان با تهديد و تحريم قطعنامه صادر كردند و با شلوغ بازي قصد شكستن اراده ملت را داشتند، اين افراد به جاي همراهي با ملت كنار دشمن ايستادند و عليه ملت و منافع ملت موضعگيري كردند.
احمدينژاد ادامه داد: زماني كه اولين قطعنامه صادر شد، آنها اعلام كردند كه بحران اقتصادي براي ايران ايجاد ميكنند و برخي افراد در داخل با ثروتهاي انبوه خود وارد بازار مسكن شدند و آن بحران را در اين بخش به وجود آوردند و در آن زمان حساس با جوسازي موضوع گوجهفرنگي را به مسئله اول كشور تبديل كردند.
وي ادامه داد: آنها هر روز با سخنرانيها و تيترهاي رسانههايشان ميگفتند كه ما نيازي به انرژي هستهاي نداريم و كشور در خطر است. آنها در حقيقت با بيان اين سخنان حرفهاي بوش را به زبان فارسي ترجمه ميكردند چرا كه بوش اعلام كرده بود كه انرژي هستهاي به ضرر ايران است و شما كارهاي مهمتري داريد لذا هستهاي را كنار بگذاريد و آنها عين همين صحبتهاي بوش را در روزنامهها و تريبونها منتشر ميكردند و اين افرادي كه امروز در برابر برادر كوچك شما متحد هستند همين كار را كردند اما ملت ايران با ايستادگي هستهاي شد و امروز ايران در حالي هستهاي شده است كه آنها در اين افتخار بزرگ ملت ايران شركت نداشتند.
رئيسجمهور با اشاره به سومين دليل تخريبها و تهمتها عليه دولت بيان داشت: اگر در اين فضا مقايسهاي اتفاق افتاد و معلوم ميشد كه ملت ايران ظرف 4 سال چه دستاوردهاي بزرگي دارند آنها زير سوال ميرفتند و از آنها سوال ميشد كه شما در آن 16 سال و آن 4 سال چه كرديد و كارنامه خود را ارائه كنيد و پاسخ دهيد كه با پول و ثروت مردم و بيتالمال چه كارهايي انجام دادهايد و آنها ميدانند كه وقتي مردم متوجه شوند كه در عرض 4 سال به اندازه دو برابر دولتهاي قبل در بخش عمراني و اقتصادي كار صورت گرفته زير سوال ميروند لذا بايد بعد از انتخابات در محضر ملت ايران نسبت به عملكرد خود پاسخ دهند.
احمدينژاد با اشاره به چهارمين دليل تخريبها و توهينها عليه دولت افزود: روشن است كه در چند سال قبل تنها 10 هزار ميليارد تومان سرمايهگذاري صنعتي شد اما در اين دولت 50 هزار ميليارد تومان سرمايهگذاي صنعتي صورت گرفت و آنها بايد پاسخ دهند كه وامهاي 50،60، 100 و 700 ميلياردي را در اختيار چه كساني قرار دادهاند و امروز تنها در جنگ رواني با دروغ و تهمت قصد منحرف كردن افراد را دارند.
وي توهينها و تهمتهاي آنها عليه دولت را بازگشت به روش هيتلري دانست و گفت: آنها راه اثر بر محيط را ميدانستند و آنها با بيان دروغ و تهمت و تكرار آن به طور گسترده آن را به يك اصل تبديل كردند و آنها از روش مشاور هيتلر استفاده كردند كه معتقد بود براي اينكه ذهن و چشم ملت را خيره كنيم بايد دروغهاي بزرگ را در حجم وسيع در جامعه منعكس كنيد تا حافظه تاريخي مردم از بين نرود و حافظه حال حاضر آنها وجود داشته باشد تا بتوانند اين حافظه حال حاضر را به سمت هدف مطلوب هدايت كنند و آنها شيوه هيتلري را عليه دولت و ملت بكار گرفتهاند.
رئيسجمهور ادامه داد: آنها با يك نفر كار ندارند و مسئله آنها تنها احمدينژاد نيست بلكه آنها ميخواهند از ملت ايران انتقام بگيرند چرا كه گناه ملت ايران اين است كه دست به انتخاب جديدي زده و منطقه ممنوعه را شكسته و يك نه بزرگ به دروغگويان و مفسدان نشان داده است.
احمدينژاد با بيان اينكه در همه دولتها ضعف وجود دارد خاطر نشان كرد: بحث اينكه در جايي ضعف وجود دارد يا نه مطرح نيست بلكه آنها ميخواهند از ملت انتقام بگيرند اما ملت مجددا با يك نه ديگر آنها را به اعماق تاريخ روانه خواهد كرد.
وي با اشاره به جلسات مخفي دروغگويان و تهمتزنان به دولت گفت: آنها در جلسات مخفي و حزبي خود كه خبر دقيق و مو به موي آن در اختيار ما است، گفتهاند كه در موضوع انتخابات بايد دائما حمله كنيم و دولت را با شديدترين آمار ساختگي به دروغگويي متهم كنيم و آنان امروز دولت را به دروغگويي متهم كردند و از طرف ديگر ميگويند تو چرا اين قدر شجاع هستي و ميگويند چرا تا به اين حد به ميان مردم و استانها و روستاها ميرويد؟
احمدينژاد در پاسخ به اين افراد گفت: آنها بدانند كه دروغگو، خائن و خائن ترسو است و فقط انسانهاي بزدل هستند كه در اعمال نظرها به دروغ متوسل ميشوند و آيا شما مردم در اين 4 سال از فرزند كوچك خود ترسي ديدهايد؟ اما بدانيد كه اين دولت متكي به خدا و ملت و زبان ملت است و اگر اين ملت ترسو است، دولت او هم ترسو است اما دنيا اعتراف كرده كه شجاعترين ملتها ملت ايران است.
رئيسجمهور گفت: آنها يك آمار را جعل كرده و براي مردم به نمايش گذاشتند. سالها را در اين آمارها عوض كرده و سال 83 كه متعلق به خودشان بود را به حساب اين دولت گذاشتند. آنها سالها را يكي پس از ديگري به عقب آوردند تا تناسب بر هم بخورد و نماد پايه را عوض كردند تا اندازه نمودار غير واقعي بشود.
دکتر احمدينژاد در بخشي ديگر از سخنان خود با اشاره به يكي از افراد توهينكننده به دولت گفت: يكي از همين افراد كه امروز به دولت توهين ميكند، قرار بود براي يك جلسه به سازمان ملل و بعد از آن به اروپا برود اما به او خبر دادند كه برخي ميخواهند در برابر محل اجلاس كه شما عازم آن هستيد، تظاهرات كنند و شعار بدهند و او با شنيدن اين حرف سفرش را به آن كشور براي شركت در آن اجلاس لغو كرد اما بنده از سفر اول تا چهارم، هر بار كه
رسانههاي آمريكايي به صراحت اعلام كردند كه اگر احمدينژاد به سازمان ملل بيايد او را بازداشت و محاكمه ميكنيم، به نمايندگي از شما ملت پاسخ دادم كه آمريكاييها كه چيزي نيستند، حتي اگر قدرتهاي فاسد، بمبها و سلاحها مهيا شود و بنده را نشانه بگيرد من براي رساندن پيام خود به جهان حتما در اين اجلاس شركت خواهم كرد.
وي با ذكر يك خاطره اظهار داشت: حتي در سفر اول به آمريكا، وزير خارجه دولت قبل پيش من آمد و گفت كه آيا ميخواهي در نشست سازمان ملل شركت كني و زماني كه پاسخ مثبت از من شنيد گفت كه آنها گفتهاند كه تو را زنداني ميكنند و تظاهرات به راه مياندازند، لذا توصيه ميكنم كه شما در اين اجلاس شركت نكنيد، اما من به آن شخص به نمايندگي از شما ملت، همان پاسخ بالا را دادم.
رئيس شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به سخنراني در دانشگاه كلمبيا گفت: در اين دانشگاه يكي از مسئولان آمريكايي در تلويزيون گفت كه رئيس دانشگاه اشتباه كرده و ما احمدينژاد را دستگير و مجازات ميكنيم و اين امر به حدي بود كه برخي به من گفتند كه اين جلسه را لغو كن و من به او پاسخ دادم كه آنها صدها دروغ عليه من را منتشر ميكنند، لذا بايد به آنجا برويم و مطمئن باشيد كه پيروزي براي ملت ايران خواهد بود.
رئيسجمهور با اشاره به عمل خلاف برخي كانديداها در مناظرهها و صحبت از كانديداي غائب، گفت: چون آنها خلاف قانون عمل كردند من امشب به مدت 45 دقيقه در مورد توهينها و تهمتها با مردم صحبت خواهم كرد و در موردي صحبت خواهم كرد كه آنها يك نمونه آمار را جعل كرده و براي مردم به نمايش گذاشتند و سالها را در اين آمارها عوض كردند و سال 83 كه متعلق به خودشان بود را به حساب اين دولت گذاشتند و سالها را يكي پس از ديگري به عقب آوردند تا تناسب بر هم بخورد و اين نماد پايه را عوض كردند تا اندازه نمودار غير واقعي بشود، كه من در صحبت امشب اين موضوع را تشريح خواهم كرد.
احمدينژاد در ادامه سخنان خود با اشاره به ارائه پرونده تحصيلي جعلي يكي از توهينكنندگان به دولت گفت: من در
مناظره يك مدرك تحصيلي را نشان دادم و به آن فرد گفتم كه آيا آن را مي شناسي يا نه؟ و حتي از او اجازه گرفتم تا آن پرونده را تشريح كنم و بيش از دو بار سوال خودم را پرسيدم و او جواب مثبت داد، اما زماني كه فهميد آن پرونده براي خانم اوست، ناراحت شد در حالي كه اگر آن پرونده براي يك خانم ديگري بود، او ناراحت و عصباني نميشد.
وي افزود: تمام حرف من اين بود كه مگر ميشود يك نفر قبل از اينكه فوق ليسانس بگيرد وارد مقطع دكترا شود و همزمان كه كارمند است، در 2 رشته فوق ليسانس بگيرد و اين امر خلاف قانون است و من اين موضوع را امشب به طور كامل تشريح خواهم كرد.
رئيسجمهور با اشاره به هيئت علمي بودن خود گفت: من عضو هيئت علمي با پايه 21 سال هستم و مي دانم كه عضو هيئت علمي شدن مراحل مختلفي دارد و بايد آن فرد چند سال مقاله و كتاب بدهد تا بتواند مربي شود و بعد از آن بايد 5 سال زحمت بكشد و كار علمي و پژوهشي انجام بدهد و ارزيابي بشود تا استاديار شود و بايد چند سال بعد از آن مقاله علمي و كتاب بنويسد تا بعد از 5 سال بتواند دانشيار شود و قانون اين است كه فردي كه ميخواهد استاديار بشود بايد دكترا داشته باشد.
احمدينژاد در ادامه اظهار داشت: چه طور است كه يك خانم در مدت كوتاهي و بعد از دريافت فوق ليسانس، بلافاصله استاديار و كمتر از دو سال رئيس دانشگاه مي شود و چه طور است كه خانمي ظرف 3 سال فوق ليسانس و دكترا را دريافت ميكند و هم استاديار و رئيس دانشگاه ميشود و اين امر تماماً خلاف قانون، تبعيض و رانتخواري است.
وي خطاب به دانشگاه آزاد گفت: در دانشگاه آزاد صدها هزار دانشجو در حال زحمت كشيدن هستند و آنها شب تا صبح تلاش ميكنند تا ليسانس و دكترا بگيرند و از خواب و خوراك خود ميزنند، چگونه است كه در يك دانشگاه براي برخي نورچشميها بدون اينكه در كنكور شركت كنند يا سر كلاس بروند مدرك دكترا داده ميشود؟ با دادن اين مدارك، به تحصيلات اساتيد و دانشجويان زحمتكش آسيب ميزنند و من دهها هزار نامه از دانشجويان و خانواده آنها دارم كه از شهريه سنگين گله كردهاند و حرف من اين است كه اين شهريه براي دانشجو و استاد دانشگاه است و برخي به چه حقي اين پول را صرف انتخابات و عرصههاي سياسي ميكنند؟
رئيسجمهور با اشاره به توزيع سيدي هاي تخريبي عليه وي گفت: ميليونها سي دي عليه من به عنوان 90 سياسي منتشر كردهاند كه محل چاپ و تكثير آنها معلوم است و آنها با بريدن مطالب در اين سي دي ميخواهند مرا خرافاتي جلوه دهند و درحالي كه ما از امام زمان و پيامبران اسم ميبريم، ميگويند كه ما خرافي هستيم اما خود آنها به يك تكه پارچه متوسل ميشوند.
احمدينژاد با اشاره به انتشار برخي بروشورهاي تخريبي عليه دولت گفت: آنها نموداري منتشر كردند و من را به هزار فاميل متهم كردهاند و پاسخ اين است كه ما عجب باجناقهاي جديدي پيدا كردهايم ! يك زماني ميگفتند كه من داماد آيتالله يزدي و جنتي هستم اما همه ميدانند كه آيتالله جنتي اصلاً دختري ندارد كه من داماد او باشم و پدر همسر من سيدي بود كه در سال 72 در اثر يك سانحه رانندگي دار فاني را وداع گفت و آنها در تهمتي ديگر به من ميگويند احمديمقدم و زريبافان و چند نفر ديگر باجناق من هستند، اما بنده تنها 3 باجناق دارم يكي در كارخانه شير تهران، ديگري هنرمند نقاش و سومي يك بازنشسته و يك كوهنورد و ورزشكار حرفهاي است و آنها اينقدر ناشي بودند كه آقاي محرابيان وزير صنايع را خواهرزاده من معرفي كردند، اما كساني كه به اين كارها متوسل ميشوند ما را متهم به دروغگويي ميكنند در حالي كه هيچ كدام از ادعاهاي آنها حقيقت ندارد.
رئيسجمهور خطاب به برخي مدعيان گفت: شما شجاعت رفتن به ميان ملت ايران را نداريد و براي اينكه بگوييد با مردم هستيد، نمايشنامه طراحي ميكنيد.
دکتر احمدي نژاد ادامه داد: در سال 83 دولت قبل كه حامي اين افراد در انتخابات است، رسماً اعلام كرد كه سازمان چاي منحل شده و به كشاورزان گفت كه هر هكتار از زمين تان را 700 هزار تومان ميخريم تا بتوانند باغها را منهدم كنند و 210 تن چاي بيت المال را كه در انبارها خراب شده بود، تحويل ما دادند اما ما در اين دولت سازمان چاي را احيا كرديم و 210 تن چاي را اصلاح و در بازار خارجي به فروش رسانديم كه مقداري از آن باقي مانده است، اما امروز همان افراد كه فرق باغ با مزرعه را در زمين چاي كاري نميدانند دولت را متهم به خراب كردن وضع چاي ميكنند.
وي افزود: آنها همين طور كه در در مسكن دخالت كردند. يك شركتي به نام گلستان ايجاد كردند و با يك طراحي، برنج ها را از بازار جمع كردند و گفتند كه نمك، چاي و برنج قحطي شده و باعث آن شدند كه برنج به قيمت 5 هزار
تومان در بازار به فروش برسد. اما اين دولت با يك مديريت صحيح قيمت را اصلاح كرد و آنها در سال 64 ايست بازرسي در مناطق برنج گذاشتند و اگر كسي بيش از 20 كيلو برنج حمل مي كرد، او را دستگير و برنجش را ضبط ميكردند و آنهايي كه به كشاورزي گيلان آسيب زدند، امروز مدعي دولت هستند.
رئيس جمهور در ادامه اظهار داشت: آنها در سال 66 ميخواستند كه هندوانه را كوپني كنند و براي اختلاف يك تومان در قيمت هندوانه، صدها تريلري را در خيابانها نگه داشتند و اين امر آنقدر در گرماي مرداد 66 ادامه يافت كه آن هندوانه ها گنديد و پوسيد و در همين تهران به هر خانواده يك هندوانه آن هم با دفترچه بسيج ميدادند و اگر يك هندوانه سفيد از آب در مي آمد آن خانواده از خوردن هندوانه محروم ميشد.
احمدي نژاد با اشاره به تخريب هاي امروز گفت: برخي ميگويند كه آبروي نظام از بين رفته است اما پاسخ اين است كه نظام همين مردم هستند كه در صحنه حضور دارند و به لطف خداوند تا آخرين لحظه در صحنه خواهند ماند و آن چيزي كه امروز به خطر افتاده است منافع عدهاي قليل است.
وي افزود: برخي امروز خود را مالك نظام و ملت و حتي بالاتر از آن ميدانند و خود را فوق قانون تصور ميكنند اما در مناظره كه اولين چيزش قانون است، عليه فردي كه حضور ندارد سخن ميگويند و چون در حضور آن شخص پاسخي براي گفتن ندارند و اصطلاحاً كم ميآورند فرداي آن شب بر خلاف قانون مطالبي كه براي آنها برخي افراد نوشته اند را ميخوانند و ميگويند كه كشور به خطر افتاده اما مثال اين افراد مثال آن مورچهاي كه در ليوان آب افتاده و فرياد ميزند كه دنيا را سيل برداشته است و آب دارد دنيا را ميبرد. اما اين سيل ملت ايران متكبران و متجاوزان به بيت المال و دست اندازان را نيز با خود ميشورد و ميبرد.
رئيس جمهور با اشاره به شعار برخي از اين افراد در خصوص تغيير گفت: آنها نمي دانند كه تنها نماد، تغيير اين دولت است و شما نه به دنبال پيشرفت بلكه به دنبال ارتجاع هستيد و از خودتان و يارانتان معلوم است كه اين هدف را دنبال ميكنيد و شما از همان افرادي در دولتتان استفاده ميكنيد كه 20 سال پيش هم حضور داشتند اما تغيير متعلق به ملت است و به لطف خدا تغيير به لطف ملت ادامه پيدا خواهد كرد.
احمدي نژاد با بيان اينكه هر دولتي مشكلاتي دارد، گفت: آنها به ما ميگويند كه اشتباهاتي داريد و ما آن را نفي نميكنيم چرا كه ضعف و اشتباه در همه دولتها وجود دارد و اگر كشور مشكل نداشت، لازم نبود كه خادم شما و همكاران من 24 ساعته در كشور كار كنند.
وي با اشاره به يكي از مشكلات اساسي دولت گفت: يكي از بزرگترين اشكالات دولت نهم اين است كه برخي از دوستان شما را در دولت نگه داشت و آنها به اين دولت ضربه زدند، اما مطمئن باشيد كه در دولت بعدي ديگر از اين اشتباهات تكرار نميشود و ديگر دوستان شما هيچ جايي در اين دولت نخواهند داشت.
رئيس جمهور ادامه اظهار داشت: افرادي كه توهين و تهمت ميزنند، تصور ميكنند كه با اين تهمت ها ميتوانند مانع حركت ملت شوند اما بدانند كه من و همه ملت ايران گلوهاي خود را براي آماج تهمتها و توهين هاي شما آماده كردهايم اما براي امضاي يك سند و يك ريال عليه ملت تسليم در برابر آنها نخواهيم شد.
احمدي نژاد با اشاره به سفرهاي استاني دولت به شهرهاي مختلف گفت: با اين حرفها معلوم شد كه چقدر آنها با درد ملت آشنا هستند و در حالي كه ما به شهرها و روستاها رفتهايم آنها در آنجا تجمع ميكنند و رئيس جمهور قبل و دختر رئيس جمهور اسبق سخنراني ميكند و ميگويد كه وقتي دولت از حقوق ملت دفاع ميكند و به روستاها و شهرهاي مختلف سركشي ميكند، ما احساس حقارت ميكنيم اما من به آنها پاسخ ميدهيم كه شما شجاعت رفتن به ميان ملت ايران را نداريد و آنها براي اينكه بگويند با مردم هستند، نمايشنامه طراحي ميكنند و يك وقت يك آقايي سوار بر اتوبوس ميشود و يك بار ديگر همان آقا در صف مردم ميايستد و يك بار ديگر نيز با تلفن به عنوان ارتباط با مردم عمل ميكند.
رئيسجمهور افزود: اما آنها بدانند كه نمايندگان من به عنوان خادم ملت 24 ساعت ميان مردم هستند و به اين امر افتخار ميكنند و علت اين است كه اين دولت خود را نه آقا، بلكه نوكر ميداند. كساني بين مردم نميروند كه آلوده هستند و حق ملت را خوردهاند. من به آنها پيشنهاد ميكنم كه اگر راست ميگوييد بيايد با هم به ميان مردم برويم تا ببينيم راجع به ما چه ميگويند.
وي با اشاره به شرايط امروز كشور گفت: همه شما مشاهده كرديد كه افرادي كه از مجرمان و محكومان مالي پول نقد دريافت كردهاند براي توجيه اين عمل خود علما، امام و عالمان فداكار و ساده زيست را زير سوال ميبرند تا دنيا طلبي و كثافت كاري خود را پنهان كنند اما ملت ايران هوشيار است و مرز بين عالمان خدوم، مومن و ساده زيست را از يك عده سودجو و سوء استفاده گر جدا خواهد كرد.
رئيس جمهور در خصوص برخي آقازاده ها كه ظرف چند سال ميليارد شدهاند، گفت: سوال من از اين افراد كه فرزندانشان در كمترين زمان ميلياردر شده اند، اين است كه چرا هيچ كس از فرزندان رهبري حرفي نميزند ؟ چرا كه مقام معظم رهبري در ديدار با مسئولين گفتند كه من و شما همان طلبه و معلم پس از انقلاب هستيم و نبايد مثل اشراف گران حركت كنيم. مگر اشرافگري چگونه است؟ آيا اينكه بگویيم ما ريشه داريم و اشراف گران طاغوت ريشه نداشتند كافي است ؟ اما برخي 4 الي 5 بچه دارند و فقط آنها مدام به خارج سفر ميكنند اما حرف ما اين نيست كه خارج رفتن بد است. ما بايد به جايي برسيم كه همه ايرانيان همه دنيا را بگردند و خداوند را شاكر باشند.
احمدي نژاد ادامه داد: برخي از فرزندان اين آقايان فقط در يك سال بيش از 120 بار در مجموع به خارج سفر كرده اند و اين افراد زماني كه سفر ميكنند چندين نفر هم با خود ميبرند تا جمع و جورشان كند و برخي از آنها حتي خريدهاي خود را نه از بازارهاي تهران بلكه از بازار لندن انجام ميدهند و بعد سر انقلاب اسلامي هم منت ميگذارند.
وي با اشاره به صحبت يكي از اين آقازاده ها در ورزشگاه 10 هزار نفري گفت: يكي از اين همين آقازاده ها كه دختر اين فرد است، صريحا اعلام كرده است كه دولت اصلاحات ادامه دولت پدر او است اما دولت نهم راه آنها را قطع كرده و به همين خاطر از فلان آقا حمايت ميكنند تا اين مسير يعني مسير پدرش برقرار باشد و آنها به دنبال برگرداندن انقلاب به مسير انحرافي هستند اما مردم اجازه نميدهند انحرافي در انقلاب ايجاد شود.
رئيس جمهرو با اشاره به شدت گرفتن توهين ها و تخريب ها در چند روز باقي مانده به انتخابات گفت: ما خبر داريم كه آنها به شدت نگران هستند و متوجه شدهاند كه صحنه را از دست دادهاند لذا به دنبال تشنج در جامعه هستند و من به حاميان توصيه ميكنم كه آرامش خود را حفظ كنيد كه ما نه توهين و نه تهمت داريم . منطقي كه ما داريم بر همه بداخلاقيها غلبه ميكند و توسل به اهل بيت رمز پيروزي است و هيچ وقت دعا را فراموش نكنيد.
احمدي نژاد با اشاره به ادعاهاي دروغين در خصوص عدم كمك دولت نهم به متروي تهران گفت: در اين دولت بيش از 4 و نيم برابر دولتهاي قبل به متروي تهران كمك مالي شده است اما آنها دائما ميگويند كه دولت پول نمي دهد در حالي كه دولت قبل طي 4 سال فقط 950 دستگاه اتوبوس به تهران داد كه بخشي از آن را زماني كه بنده در شهرداري حضور داشتم، ميرفتم در كارخانه ايران خودرو و ديگر كارخانههاي اتوبوس سازي مينشستم و يكي يكي اتوبوسها را ميگرفتم اما در دولت نهم 3 هزار و 900 اتوبوس به تهران اختصاص داده شده كه هر كدام از آنها 82.5 درصد يارانه دارد و تقريبا به صورت مجاني وارد تهران شده است.
رئيسجمهور در پايان و با تقدير از موج عظيم مردم تهران در حمايت از خود گفت: شما در دوره اول و دوم انتخابات نهم باعث شديد تا كار تمام شود و امروز با اين جمعيت عظيم ايستاده ايد و من به عنوان خادم و قطره اي در درياي زلال مواج و پاك شما از شما مردم و ملت ايران تشكر و قدرداني ميكنم.
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
با چه حجتی سرنوشت فرزندانتان را سرنوشت انقلاب میدانید؟
به گزارش رجانیوز، متن اين رنجنامه به شرح ذيل است:
بسم الله الرحمن الرحيم
حضرت آيتالله هاشمي رفسنجاني
با سلام
مرقومه بدون سلام و تحيت جنابعالي خطاب به مقام معظم رهبري حضرت آيتالله العظمي خامنهاي ساعت 17:30مورخ 1388.3.19 با اينكه امكان ملاقات حضوري داريد، باعث تعجب شد و با تعجب فراوان برخلاف نظر شما كه براي ثبت در تاريخ مطالبي ذكر كرديد به عنوان تكليف و وظيفه الهي عرض ميكنيم. درست سه روز قبل از شروع رأيگيري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نامهاي چنين تحريكآميز چه مفهومي دارد؟ اينكه از همان طليعه متن، جناب آقاي دكتر احمدينژاد را متهم به لجنپراكني برنامهريزي شده مشابه با منافقان و گروهكهاي ضد انقلاب كردهايد و هزاران تخلف در اجراي بودجه را متوجه ايشان مينماييد، موجب تأثر و تألم آحاد مردم گرديد. اين امر حضور و نقش پنهان جانبدارانه شما را در اين صحنه علني كرد.
جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي از 10 سال پيش نسبت به مسائل پيراموني شما، فرزندان، اطرافيان و حزب منتسب به شما يعني كارگزاران سازندگي حضوراً تذاكراتي را داد. اما افسوس از هر گونه اقدام اصلاحي!!! مجدداً در آستانه انتخابات نهم رياست جمهوري اين مطالب را حضوري متذكر شديم. در بدو انتخابات اخير نيز تقاضاي ملاقات كرديم ولي به هر دليل پذيرفته نشد. با اين اوصاف انتظار داريم در نكات زير تأمل جدي نماييد:
1- آيا نوشتن اين نامه و بيان مطالبي مانند «آتشفشانهاي درون سينههاي سوزان در اجتماعات انتخاباتي در ميدانها و خيابانها»، «فتنههاي خطرناك و آتشي كه هماكنون در فضا قابل مشاهده است» چراغ سبزي جهت بحراني كردن شرايط نيست؟ آيا اين بيانات به رفتار ضد اخلاقي و هنجار شكني عدهاي معلومالحال فرصت طلب مشروعيت نميدهد و زمينه بحران را در آستانه انتخابات فراهم نميكند؟
2- آقاي هاشمي شما گفتهايد «بر فرض كه اينجانب صبورانه به مشي گذشته ادامه دهم» به راستي در طي اين چهار سال از كدام فرصت براي نقد غير منصفانه دولت استفاده نكرديد؟ شما دفاع از اين دولت را حرام ميدانستيد. شما در اين نامه هم به صراحت «ادامه وضع موجود را به صلاح نظام و كشور ندانستيد» كجا صبر كرديد؟ هرآنچه نبايد گفته شود در اين نامه و سايتها رسانههاي منتسب به شما در اين 4 سال گفته شد. پس چگونه ادعاي صبر و صبوري داريد به راستي ولايتپذيري اينگونه است؟
3- با چه حجتي سرنوشت انقلاب را با سرنوشت فرزندان خود و عدهاي افراد خاص يكي دانستهايد؟
4- بهرغم تأكيدات مكرر مقام معظم رهبري بر سلامت انتخابات و حفظ آرامش آيا زير سؤال بردن سلامت انتخابات، مشابه مواضع سال 76، و القاي تقلب و ايجاد بستر بحران با نوشتن اين نامه ولايتپذيري است؟
5- شما را چه شده است كه مشي تخريب و سياهنمايي را براي دولتي با «جهتگيري ديني و ارزشي»، «سختكوش و پرتلاش»، «عدالتورز»، «سادهزيست و مردمگرا»، «داراي روحيه تحولگرا» كه مايه «اميد دادن به مردم، اعاده عزت ملي و استقلال حقيقي» شده برگزيديد و چشم خود را بر دستاوردهاي خيرهكننده آن در عرصههاي مختلف بستهايد؟
6- لحن تند و نگاه تيره حاكم در اين نامه كه حكايت از عصبانيت شما دارد، ما را نسبت به رفتارهاي بعدي شما به جد نگران كرده است. آقاي هاشمي تا دير نشده نگاه خود را در قبال گفتمان انقلاب اسلامي و اصول اساسي مواضع حضرت امام (س) همچون عدالتخواهي، استكبارستيزي و انزجار نسبت به ليبرالها و منافقين و مبارزه با فقر و فساد و تبعيض و اشرافيگري و توجه به محرومين و پابرهنهها و... و همچنين مواضع حكيمانه رهبري اصلاح كنيد و اجازه سواستفاده به دشمنان خارجي و افراطيون داخلي را ندهيد. آقاي هاشمي آيا ميدانيد با اين نامه در زمين فتنهگران، كينهتوزان، سكولارها، ليبرالها، دگرانديشان و كانون فتنه بازي ميكنيد؟ آيا ميدانيد اين كانون بنا دارد شما و سوابق شما را براي اميال نامشروع خود هزينه كند؟
مردم آگاه، مسلمان و انقلابي ايران در فراز و نشيبهاي انقلاب اسلامي هميشه هوشمندانه داور و بازيگردان اصلي بودند. آنها هميشه آمادگي دفاع از ارزشها و تداوم انقلاب اسلامي و تبعيت از ولايت را داشتهاند. ملت افتخار پاسداري از ارزشها و دستاوردهاي نظام جمهوري اسلامي را با رشادت و شجاعت به اثبات رساندهاند. بيشك اين بار نيز مردم گفتماني را برخواهند گزيد كه پاسدار ارزشها باشد و با آفتها و ناخالصيهاي انقلاب به طور جدي مبارزه كند. امروز روزي است كه ملت بزرگ ايران تصميم دارد فرمان تاريخي رهبري را براي مبارزه با فقر و فساد و تبعيض، و تحقق گفتمان پيشرفت و عدالت عملي كرده و حماسه ديگري بيافريند.
آقاي هاشمي ما به عنوان جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي مطالب زيادي پيرامون نامه شما داريم كه به بعد موكول ميكنيم. ولي خاطرنشان ساخته كه آمادگي داريم در هر كجا و هر زماني كه لازم بدانيد در مورد رفتار و عملكرد نزديكان شما خصوصاً آن فرد هتاكي كه بيان و رفتارش شهره خاص و عام است، به مناظره پردازيم. تا معلوم شود اين نزديكان شما هستند كه با اعمالشان موجبات تضعيف و تخريب شما را فراهم ميكنند و لازم نيست به دنبال دليل وضعيت خويش از بيرون بستگانتان باشيد.
والعاقبة للمتقين
جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي
پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388
اسیدپاشی به صورت 3 دختر جوان، حمله به اتومبیل رضازاده و...
گزارشهاي
هاشمی رفسنجانی، حملات هواداران میرحسین موسوی علیه مردم و حامیان دکتر احمدینژاد به شدت افزایش یافته و در برخی موارد با خارج شدن از حالت عادی، صورت وحشیانه به خود گرفته است.
اسید پاشی به سمت 3 دختر جوان محجبه، حمله عمد به موتور سوار حامی احمدینژاد، حمله به اتومبیل رضازاده و... تنها بخشی از این اقدامات است که در راستای تمرین آشوبآفرینی و تدارک شکست قطعی انجام میشود.
تجربه انتخابات 84
چهار سال پیش احمدینژاد و اکبر رفسنجانی به دور دوم انتخابات راه پیدا کردند. هزینه های میلیاردی ستاد هاشمی، دفاع همه جانبه جریانات معلوم دار از وی و موج تخریب علیه احمدینژاد، از مشخصه های عمده انتخابات ریاست جمهوری نهم بود.
اما حامیان احمدینژاد به جای غوغاسالاری، در میدان های شهرهای مختلف حاضر شدند و با مردم به صورت چهره به چهره ارتباط برقرار کردند. آنها تواستند بسیاری از مطالب را به مردم منتقل کنند و بدین صورت بود که حامیان مردمی رئیسجمهور، نقشی اساسی در پیروزی دکتر احمدینژاد ایفا کردند.
انتخابات دهم
رقیب قدیمی احمدینژاد در انتخابات دهم تلاش کرد تا از تجربیات انتخابات پیشین بهره گیرد. خارج کردن فضای شهرها از فضای بحث و گفتوگو از یک سو و تلاش برای بر هم زدن مناظره های انتخاباتی صدا و سیما از سوی دیگر در دستور کار رقیب قرار گرفت.
اما در حالی که حامیان احمدینژاد همچون انتخابات پیشین در میدان ها حاضر می شوند، حامیان موسوی هفته هاست که از فضای گفت وگو در شهرها فرار می کنند. آنها به فرمان ستادهای مرکزی، سبزپوش شده اند و از ساعات ابتدایی شب تا نیمه های شب به خیابان گردی می پردازند.
مدتهاست که حامیان موسوی بدون آنکه با مردم مواجه شوند و از برنامه های موسوی و نقد احمدینژاد بگویند، فحاشی می کنند و با ایجاد حرکات ناموزون فضای شهرها را مخدوش می کنند.
فرمان تغییرات ناگهانی ستادهای موسوی
در شبهای اخیر، رقص و پایکوبی، فحاشی و ایجاد فضای مسموم در سطح شهرها به ویژه تهران، توسط سبزپوشان گسترش یافته است. هرچند این مسائل جدید نیست و مدتهاست که توسط حامیان میرحسین شروع شده است، اما اخبار نگران کننده، حاکی از سنگ پراکنی، استفاده از زنجیر، حمله به حامیان احمدینژاد و یا افراد با ظاهر حزب اللهی توسط چاقو و شکستن شیشه ها هر روز بیشتر شنیده میشود.
اگر تا پیش از این، احساسی کردن فضا، تاکتیکی انتخاباتی به منظور مقابله با حامیان احمدینژاد بود، به نظر می رسد فعالیتهای اینچنینی هدفی دیگر را دنبال می کند.
بر اساس نظرسنجی نهادهای مختلف، پس از مناظره های انتخاباتی رشد آرای موسوی کاملاً متوقف شده و شیب نزولی گرفته است. اما سونامی احمدینژاد در سراسر کشور به راه افتاده است. حضور تاریخی و گسترده مردم در شهرهای اصفهان، تبریز، ارومیه، ساری، اهواز و پایتخت نتایج این نظرسنجی ها را تأیید می کند.
اهداف اصلی پروژه اغتشاش
به نظر می رسد، طراحان اغتشاش دو هدف عمده را پیگیری می کنند. اولین هدف، ایجاد آشوب در کشور پیش از انتخابات به منظور تأثیرگذاری احتمای بر انتخابات و فرار از شکست است. دومین هدف، تمرین آشوبهای خیابانی و فراهم کردن فضایی برای روز پس از انتخابات است.
مخالفان احمدینژاد که خود را بازنده قطعی انتخابات می دانند، تلاش می کنند تا شکست خود را با آشوبی سراسری و تحمیل شرایطی همانند 18تیرماه به نظام جبران کنند.
نقش جدید هاشمی رفسنجانی
هرچند فرزندان و اطرافیان رفسنجانی به صورت گسترده و آشکار برای تخریب احمدینژاد و حمایت از موسوی فعالیت می کردند اما هاشمی تلاش می کرد از دخالت علنی در انتخابات خودداری کند. با این حال، اظهارات افشاگرانه احمدینژاد در مناظره تلویزیونی با موسوی موجب شد، وی شخصا وارد عرصه تخریب احمدینژاد شود، به طوری که در نامه روز گذشته خود به طور غیرمستقیم تهدید به ایجاد آشوب و درگیری کرد.
تشدید فضای آشوب پس از نامه هاشمی رفسنجانی
گزارشهای متعدد خبر از حملات گسترده و متعدد سبزپوشان به مردم است. در آخرین مورد حامیان موسوی، امروز به 3 دختر محجبه حمله کرده و به صورت آنها اسید پاشیده اند. این حمله در منطقه بلوار کشاورز انجام شده و حملهکنندگان از طبقه دوم یک مؤسسه آموزش زبان انگلیسی به طرف این دختران جوان اسید پاشیدهاند که در اثر این اقدام وحشیانه، صورت یکی از این 3 نفر، به صورت شدیدی سوخته است.

شب گذشت نیز اوباش به اتومبیل حسین رضازاده حمله کردند و خسارات زیادی وارد آوردند. رضازاده دو روز پیش در اجتماع میلیونی حامیان دکتر احمدینژاد در مصلای تهران حضور یافته بود.
همچنین پس از پایان این همایش میلیونی، یکی از موتورسوارانی که تصاویر دکتر احمدینژاد را بر روی موتور خود نصب کرده بود، توسط خودروی پژوی حامی موسوی به شدت مورد حمله قرار گرفت و ضارب از محل متواری شد. در حال حاضر این موتورسوار در بخش icu یکی از بیمارستانهای تهران بستری است.
آسیبدیدگان اکنون در بیمارستان پارس بستری هستند. همچنین نیروهای ستاد موسوی در برخی نقاط مرکزی و شمالی شهر مستقر شده و به مردم حمله می کنند. حمله وحشیانه در ظهر امروز به یک جوان موتور سوار در میدان انقلاب تهران، حمله به پیرمرد حامی احمدینژاد در پل سیدخندان، شکستن شیشه و یا خط انداختن با اسپری روی ماشینهایی که عکس دکتر احمدینژاد را نصب کردهاند، در برخی مناطق جزء آخرین موارد گزارش شده است.
هرچند تعداد اراذل و اوباشی که مشغول ایجاد ناامنی در پایتخت هستند، زیاد نیست اما نحوه حرکات این افراد کاملاً سازماندهی شده به نظر می رسد. رویگردانی قاطبه مردم در مناطق جنوب شهر و مذهبی سبب شده است تا طبق یک برنامه از پیش تعیین شده توسط ستادهای موسوی، حامیان موسوی از تمامی نقاط تهران افراد را به سمت میدان های مرکزی بکشانند و سپس تعدادی از اراذل و اوباش در ازدحام موجود به تهدید و ایجاد رعب بپردازند.
به نظر می رسد، طراحان آشوب در تلاش هستند از همه پتانسیل خود استفاه کنند تا احمدینژاد را از ورود مجدد به «منطقه ممنوعه» بازدارند.
افرادی که رقیب خود را با بنی صدر مقایسه می کنند، اکنون به روش بنی صدر رسماً اعلام فتنه خیابانی کرده و با استفاده از «شعبان بی مخ»ها به جان مردم افتاده اند. طرح علنی بحث «آشوب» و پیگیری این پروژه خطرناک باید با پاسخ بزرگان نظام، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان مواجه شود.






